بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٠٤ - قضاوتهاى ناجوانمردانه
و قرآن مىگويد:
«اگر مكتب اسلام اين است پس ما خود مسلمانيم».
«وليز» نويسنده مشهور انگليسى مىگويد:
«هر دينى كه با تمدن سير نكند بايد او را به ديوار زد؛ زيرا آن سهو و شر و اباطيل است، دين نيست، تنها دينى كه امروز با تمدن سير مىكند اسلام است، هر كس مىخواهد بداند به قرآن مراجعه كند. قرآن كتابى است دينى، علمى، اخلاقى، تاريخى، و بسيارى از قوانين و احكامش در دنياى امروزى معمول و عملى است. اگر به من بگويند اسلام را تعريف كن مىگويم: تمدن»[١].
اين بود نمونهاى از اعترافات و قضاوتهاى گروهى از فلاسفه و نويسندگان و استادان و دانشمندان بزرگ بيگانه كه در حق اسلام داشتهاند، و اين آيين را در ميان تمام مكاتب به زنده بودن و برازنده رهبرى انسانها و جوامع ستودهاند.
آرى! علم و دانش در آيين اسلام، قدر و منزلتى بس رفيع دارد و با كمربند ايمان به خداى متعال و روز جزا محصور است تا به انسان و جامعه خدمت كند، نه اين كه مانند تربيت شدگان فرهنگهاى جداى از دين، همه حالات انسانى را دستخوش تمايلات و شهوات قرار دهند.
قضاوتهاى ناجوانمردانه
قضاوتهاى ناجوانمردانه درباره اسلام معلول علل زير است:
١- عدم اطلاع و آگاهى بر احكام و قوانين اصيل اسلام.
٢- به خطر افتادن منافع شخصى و مادى عدهاى قلدر و مستبد.
٣- نقص انديشه و كمخردى در اثر حكومت شهوت بر عقل.
٤- تيره بودن آسمان زندگى دينى بر اثر تراكم ابرهاى استعمار، بويژه استعمار
[١] - اسلام در پرتو تشيع: ٣٠١.