بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٤٠ - ريشه جنايات
اجنبى را از خودشان طرد و منع، و از ديار خويش قلع و قمع نمايند، بلكه با شوكت هر صاحب شوكتى منازعت كنند، آيا فراموش كردند وعدههاى خدا را براى خودشان «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ»[١].
يعنى مسلمانان در صورت برقرار بودن ايمانشان به حق «حكومت زمين را مىبرند و ايشانند بندگان شايسته». و آيا چشم از وراثت روى زمين پوشيدند، آيا غفلت كردند از كفالت پروردگار در اظهار شأنشان بر ساير شئون «وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ»[٢].
آيا سهو كردند از اين كه خداى تعالى مىخرد از آنها براى اعلاى كلمه خويش انفس و اموال آنها را، به اين كه از براى آنها بهشت جاودان بوده باشد. نه، البته عقايد اسلاميه مالك بر قلوب مسلمين، و حاكم در ارادت آنهاست ولا شك، در عقايد دينيه و فضايل شرعيه، عام و خاص ايشان مساوى هستند».
ريشه جنايات
سيّد بعد از ذكر اين تفصيلات، اصلىترين علت اين مصايب را، از حكام جور و فرمانروايان ظالم و امراى مسلمين مىداند كه هميشه در طلب ملك و سلطنت بودند، و براى به دست آوردن آن از هر جنايتى نسبت به مسلمانان، فروگذار نكردند.
سيّد در ادامه مىگويد:
«در ميان مسلمين جز وحدت دينى و اسلامى، هيچ جنسيتى در ميان طوايف ايشان نبود، و در چنين اجتماعى كه مسلمانان اشتراك دينى داشتند، زمامداران مختلف پديدار گشتند، (همانطور كه در يك قبيله رؤسا متعدد ظاهر مىشوند)
[١] - انبياء( ٢١): ١٠٥.
[٢] - انفال( ٨): ٨.