بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٨٣ - ولايت فقيه
شيرازه دين و ملت در اين زمان از هم پاشيده مىشد، و از اسلام ناب محمدى چيزى باقى نمىماند.
آرى! ولايت او طوفان كفر و شرك، زندقه و فساد، طاغوت و طاغوتيان داخل و خارج را در هم شكست و امت اسلام را در مسير راستين اسلام قرار داد.
آرى! نور ولايت او مىرود كه به خواست خدا جهان را آماده ظهور عدل جهانى مهدى عجلاللَّه تعالى فرجهالشريف كند، ان شاءاللَّه.
ولايت فقيه
در اين زمينه از طرح بحث فقهى و استدلالى مسئله صرفنظر مىكنيم، مفصل اين مسئله را از جهت فقهى مىتوانيد در كتب بسيار مهم اسلامى، از قبيل: معتمد و مستند كه از نوشتههاى «ملا مهدى» و «ملا احمد نراقى» اين دو عالم بى نظير است، مكاتب «شيخ انصارى» معروف به خاتم المجتهدين، كتب «شيخ طوسى» و «علامه حلّى» و كتاب «ولايت فقيه» حضرت امام خمينى قدس سره ملاحظه كنيد.
اين مقاله اقتضاى شرح اين محور عظيم دينى را ندارد، علاوه بر اين در زمان مرجعيت، حضرت امام خمينى قدس سره مسئله ولايت فقيه و منافعش كه قطع دست اجانب و از بين رفتن حاكميت آنان از سر ملت اسلام، و برپايى حكومت قرآن بود، چنان درخشيد كه اثباتش فعلًا نياز به جدال و بحث و برهان و استعداد ندارد و به قول معروف چون خورشيد غير قابل انكار است.
در اين قسمت فقط به ذكر پارهاى از روايات مربوط به ولايت فقيه، و شرايطى كه عامل تجلى ولايت در يك انسان الهى است، قناعت كرده و عظمت مسئله را از ديد روايات، عرفان و اخلاق بررسى مىكنم:
عن عمر بن حنظله قال: سَألْتُ ابا عَبْدِاللَّهِ ٧ عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ اصْحابِنا بَيْنَهُما