بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٠٧ - روش زندگى مردم حجاز
و سرسبزشان را به صحرايى سوزان تبديل كرد و از باغهاى انبوهشان جز چند درخت سدر و شورهگر چيزى باقى نگذاشت»[١].
علت آن كه مردم ناسپاس، خطاكار و زيانكار «سبأ» از عهده بازسازى سد بزرگ مآرب بر نيامدند آن بود كه خداى توانا آنان را در برابر كردار ناپسندشان به فتنههاى داخلى و اختلافات ملوك الطوايفى دچار كرد، تا از فكر ترميم سد منصرف شدند.
مردمى كه در ناحيه يمن زندگى مىكردند، مشهور به «بنىقحطان» بودند كه پس از واقعه تخريب سد، به عراق، شام و حجاز كوچ كردند.
روش زندگى مردم حجاز
نسلى كه از يمن رهسپار حجاز شدند از نظر زندگى به دو طايفه «شهرنشين» و «بَدَوى» تقسيم شدند. شهرنشينان همان مردم مكه و مدينه و طايف بودند و بقيه پراكنده شدند و در صحراها سكونت گزيدند. اين مردم به خاطر دورى از يمن، بويژه نسلهاى بعدى، چه شهرى و چه بدوى، از آثار تمدن و اخلاق كلى جدا گشتند.
مردم حجاز كه در وسط عربستان زندگى مىكردند، به حال بدويت و وحشىگرى باقى ماندند؛ زيرا سرزمين آنان خشك و بد آب و هوا بود و به خاطر سختى راه با مردمان متمدن آن روزگار مربوط نبودند؛ به طورى كه جهانگشايان بزرگ دنيا مانند: «رامسيسر دوم» در قرن ١٤ قبل از ميلاد و «اسكندر مقدونى» در قرن ٤ پيش از ميلاد و «ايليوس گالوس» در زمان
[١] -« فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ»[ سبأ( ٣٤): ١٦].