بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣١٢ - استعمار و ممالك اسلامى
متعال، و عمل به مسائل عالى جهاد اسلامى و امر به معروف و نهى از منكر، اين طفل حرامزاده را از ممالك و جوامع خود بيرون كنند، تا بيش از اين به پيكر جامعه و روحيات و اخلاق و فرهنگشان ضربه وارد نشود.
ملتهاى اسلامى اگر جوانان و نسل حاضر خود را، وادار به مطالعه در احوال استعمار و استعمارگران كنند،، خانه خراب فرهنگ را روى قواعد اسلامى آباد نمايند، از گريز جوانان از مذهب و دين، جلوگيرى كنند، روشهاى تبليغ را از اين صورت به صورت آبرومندترى بازگردانند، و ضربههاى ناجوانمردانه و ضررهاى استعمار را به ملتها گوشزد كنند، با فاصله كمى مىتوانند اين سگ درنده و منبع آلودگى و رذالت را از آشيانه خود برانند، و نسل خود را از سقوط نجات دهند.
استعمار و ممالك اسلامى
اگر چه نمىتوان تاريخ دقيق ورود استعمار به ممالك اسلامى را تعيين كرد ولى مىتوان گفت: از چند قرن قبل، پيشاهنگان و پيشتازان غرب، به بهانه نشر تمدن، به طرف جهان اسلام سرازير شدند.
در نخستين موج تماس، استعمارگران به عنوان بازرگانان و تبليغكنندگان معرفى شدند؛ ولى در مراحل بعد، اسلحه در دست گرفته و با عنوان سفيران تمدن برتر، سرزمينها را تسخير كردند.
مردم كشورهاى اسلامى، بر اثر عللى كه قبلًا ذكر شد، در غل و زنجير بندگى و بردگى آنان گرفتار شدند، و امپرياليزم يا استعمار غربى به طور ثابت و به عنوان خانهزاد، در اين سرزمينها پايهگذار شد.
ملتهاى اسلامى در طول اين چند قرن، زير فشار استعمار غربى بيش از همه ملتها درد كشيده و رنج بردند.