بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٢٣ - سياستهاى قاجارى
و قلبش از خوشحالى در درون سينه مىطپد، ولى همين كه به آخر روزگار حكومت امير كبير مىرسد، به زمين و زمان نفرين مىكند و از درون دل آه سوزناكى مىكشد، و به عاملان اصلى اين جنايات كه ملتى را به ماتم او نشاندند لعنت مىفرستد.
بلى چنين بود سياست جاهلانه سلسله قاجار، كه به تحريك عمّال اجنبى، با هر مرد با عزم ايرانى مخالف بودند و هر سياستمدار ايران دوست و ملت خواه، كه به عرصه وجود مىآمد، او را گرفتار و معدوم مىكردند.
نبايد ياد و خاطر دو مرد بزرگوار يعنى مرحوم «قائم مقام» و «ميرزا تقى خان امير نظام» را آنى از خاطر دور كرد، چرا كه اين دو بزرگوار تحفهاى از جانب خداى متعال براى ملت ايران بودند.
افسوس و هزار افسوس كه دست داخلى، به تحريك دسايس خارجى، ريشه عمر آنها را قبل از آنكه موفق شوند، قطع كرد.
به عقيده نگارنده در تاريخ ششصد ساله اخير، كشور ايران مردى به بزرگوارى ميرزا تقى خان اميرنظام به خود نديده است[١].
سياستهاى قاجارى
آرى! سياست غلط و انحرافى قاجاريه، كه منبعى جز خودپسندى و شهوتپرستى نداشت، لازم مىديد در درجه اول، توده ملت ايران را از اوضاع و احوال جهان و برنامههاى عالى علمى و عملى بىخبر نگاه دارد، و بعد براى بقاى قدرت خود، مردان عاليقدرى چون قائم مقام و ميرزا تقى خان را از ميان بردارد، در حالى كه بقاى دولت و ملت در سايه كاردانى انسانهاى جامع و كامل
[١] - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم: ٢/ ٥٩٤.