بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٩٥ - چشمهاى از عدالت
چشمهاى از عدالت
در كتاب «كافى» و تهذيب آمده است: مردى بر امير مؤمنان على ٧ وارد شد، و چند روز به مهمانى آن حضرت به سر برد، سپس براى محاكمهاى كه آن را با اميرمؤمنان ٧ در ميان نهاده بود، در معيت طرف دعوا به محضر قضا آمد.
على ٧ چون او را در آن محضر يافت، فرمود: آيا براى محاكمه اينجا آمدهاى؟ مرد گفت: آرى، حضرت فرمود: هم اكنون از ميهمانى من دست بردار؛ زيرا رسول خدا از پذيرايى يكى از طرفين دعوا، بدون حضور ديگرى نهى فرمود.
شايد محتاج به توضيح نباشد، كه راندن مهمانى براى شخصى كريم، آن هم براى كريمى مثل على ٧، چقدر دشوار است؛ ولى چه بايد كرد، مسئله عدالت بالاتر از همه اينهاست.
قاضى نبايد از ارباب رجوع هديه بپذيرد؛ زيرا ماهيّت اين هديه جز رشوه چيز ديگرى نيست، و اين عمل از نظر اسلام چنان ناپسند است كه پيامبر بزرگ اسلام ٦ فرمود:
لَعَنَ اللَّهُ الرَّاشِىَ وَالْمُرْتَشِىَ فِى الْحُكْمِ[١].
«خدا لعنت كند رشوهدهنده و رشوهگيرنده در حكم را».
و امام صادق ٧ رشوه گرفتن در حكم را به منزله كفر به خدا به حساب آورده و مىفرمايد:
[١] - بحار الانوار: ١٠١/ ٢٧٤، باب الرشا فى الحكم، حديث ١١؛ مستدرك الوسائل: ١٧/ ٣٥٥، باب ٨، حديث ٢١٥٦٥- ٨.