بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٠٤ - اوصاف قاضى از نگاه على
امام حسين ٧ قيام كند.
بله، حق مردم از اموال عمومى و عوايد حكومت به آنها داده نمىشد. به همين علت امام ٧ مىفرمايد: من مىبينم كه با اين وضعيت زحمات پيامبر، و در نتيجه زحمات همه انبيا، در حال از دست رفتن است؛ لذا بر من لازم است كه مانع اين فناى فرهنگ شوم. گر چه هيچ امام و پيغمبرى انتظار نداشت كه در نتيجه قيام او فرد فرد مردم اصلاح شوند و به مسير درست بازگردند؛ اما امام ٧ وظيفه خود دانست كه قيام نمايد.
همه تلاش انبيا و معصومان اين بود كه به مردم بفهمانند راه حق كدام است و چگونه بايد در آن گام زد. قيام امام حسين ٧ در واقع نشان دادن اين راه بود، و بيان اين معنا كه اين راه گم نشده و از بين نرفته است.
سيد الشهدا ٧ يكى ديگر از علل قيام خود را «امر به معروف و نهى از منكر» معرفى مىكند[١]. از اينجا مىشود فهميد كه در قاموس شيعه، امر به معروف و نهى از منكر يك مكانيسم اصلاح است، كه با آن، هم مىشود به سراغ حكومت مىشود رفت و هم به سراغ مردم.
امر به معروف و نهى ا ز منكر آيا اين تحليل درست است كه بگوييم: يكى از مهمترين عوامل فساد و انحطاط امت اسلامى، اين بود كه امر به معروف و نهى از منكر در ميان آنها مرده بود و امام ٧ قيام كرد تا آن را احيا كند؟
استاد: قطعاً همينطور است. اجازه بدهيد قبل از پاسخ سؤال شما، درباره معناى معروف و منكر، به طور اجمال مطلبى را عرض كنم: كلمه «المعروف» در
[١] - بحارالانوار: ٤٤/ ٣٢٨، باب ٣٧ حديث ٢؛ مجموعه ورام: ٢/ ١١.