بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٠٦ - اوصاف قاضى از نگاه على
علم و اختيار خود به معروف روكنند و از منكر بگريزند.
حاكمان ما اگر به وسيله ابزارهايى چون سينما، تلويزيون، روزنامهها و مهمتر از همه عقل خودشان، براى ترغيب مردم به جانب معروف، زمينه سازى بكنند، قطعاً موفق خواهند شد.
امام ٧ قبل از هر چيز به وسيله وضع خود و ياران و اصحابشان، شوق به معروف را در دل مردم ايجاد مىكردند.
در مسيرى كه كاروان از مدينه تا كربلا پيمود، عدهاى در ميان راه و با ديدن وضع و منش امام، عاشق او شدند و به او پيوستند، بىآنكه در بعضى موارد هيچ انذار و تبشير زبانى در كار باشد، در همان ميانهراه افراد بسيارى هم بودند كه امام ٧ را ديدند؛ امّا هيچ تأثيرى نپذيرفتند و با ايشان همراه نشدند. بر سر اينها چه آمده بود؟ اينان به قول قرآن «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ»[١] آنقدر فساد كرده بودند كه درِ دلشان به روى خير و معروف بسته شده بود. يك عامل ديگرى هم كه تحليلگران آن را در به وجود آمدن شرايط آن روز جامعه مسلمين بسيار مهم مىدانند، رجعت مردم به رسومات جاهلى و تعلقات قبيلگى بود، كه پيش از بعثت رسول خدا ٦ به آن خو كرده بودند.
يعنى به جاى اين كه معيار كرامت و برترى، نزد آنها، چنانكه قرآن مىفرمايد، تقواى الهى باشد، كسى را گرامىتر مىدانستند كه به لحاظ قومى، به او احساس تعلق بيشترى مىكردند. اين تبديل معيار بزرگى و سيادت از تقواى الهى به وابستگى قبيلهاى، چگونه واقع شد؟ مخصوصاً كه اين موضوع براى جامعه امروز ما اهميت بسيار دارد.
امروز، بعضى از انقلابيون ديروز، دچار استحاله شده و معيار شرافت
[١] - بقره( ٢): ٧.