بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٢٢ - ٦ - ازدواج شغار
اجازه بگيريد، و بر اهل آنها سلام كنيد، [رعايت] اين [امور اخلاقى] براى شما بهتر است، باشد كه متذكّر شويد».
ابو مالك كه اين ناراحتى را براى پيغمبر بزرگ تصور نمىكرد، براى تسكين آن حضرت عرض كرد: چرا ناراحت شديد؟ آيا به خاطر آن بانويى بود كه نزديك شما نشسته بود؟ اگر مىخواهيد به نفع شما از زيباترين زنان (كنايه از زن خودش بود) پياده شده تو نيز پياده شوى (يعنى همسران خود را با يك ديگر عوض كنيم) حضرت فرمود: اين روشِ زشتِ ايام جاهليت است و در اسلام ممنوع و حرام مىباشد، هنگامى كه ابومالك بيرون رفت عايشه پرسيد: اين مرد كه بود؟ فرمود: اين مرد با همه حماقتش فرمانرواى بزرگ قومش بود[١].
٥- ازدواج اشتراكى:
عدهاى از جوانان عرب، كه گاهى تعدادشان به ده نفر مىرسيد، زنى را مشتركاً گرفته و با او همبستر مىشدند. پس از وضع حمل آنان را احضار مىكرد و مىگفت: مىدانيد چه كردهايد؟ از ميان آنان يك نفر را انتخاب مىكرد و فرزند را به او منتسب مىنمود و مىگفت: اين فرزند توست نام او را هر چه مىخواهى بگذار.
٦- ازدواج شغار[٢]:
اعراب جاهلى زنان و دختران خود را، گاهى به عنوان مهريه زن ديگر قرار مىدادند؛ به اين صورت كه شخصى دختر يا خواهرش را به ديگرى مىداد كه متقابلًا شخص ديگر خواهر يا عيالش را به ازدواج او درآورد مهريه در اين ازدواج زنان و دختران بودند.
ازدواجهاى ديگرى نيز در عربستان مرسوم بود كه در كتابهاى تاريخى مفصل ذكر شده است[٣].
[١] - اسلام و عقائد و آراء بشرى: ٦٠٦.
[٢] - كافى: ٥/ ٣٦١، باب نكاح الشغار، حديث ٢.
[٣] - اسلام و عقائد و آراء بشرى: ٦٠٦.