بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٣٧ - چگونگى سخنان رسول خدا
و كسى كه ناگهان او را مىديد، بزرگيش را درك و مجذوب آن حضرت مىشد.
چيزى از او نمىخواستند مگر آن كه عنايت مىفرمود، بر كودكان مىگذشت و به آنان سلام مىكرد. در مرتبه اول هر كس با او ملاقات مىنمود، ابهت آن حضرت او را مىگرفت و از هيبت آن حضرت مضطرب مىشد، به او مىفرمود:
آرام و آسان باش، من نيز مانند شمايم. هرگز او را صدا نكردند مگر اين كه جواب داد. هرگاه با اصحاب خود مىنشست، اگر درباره آخرت سخن مىگفتند توجه مىكرد و اگر درباره غذا و آشاميدنى صحبت مىكردند، با آنان همگام مىشد و اگر در اطراف دنيا حرف مىزدند، براى آنكه از آنان دلجويى كند در اطراف همان مطلب گفتگو مىكرد[١].
چگونگى سخنان رسول خدا ٦
«جاحظ» كه يكى از بزرگترين نويسندگان عرب است، درباره كلام آن حضرت مىگويد:
«سخنان پيامبر ٦ سخنى است كه شماره حروفش اندك و شماره معانيش بسيار، از تصنّع برى و از تكلّف بر كنار است، آنجا كه تفصيل لازم، مفصل و آنجا كه اختصار، مختصر است. از كلمات نامأنوس فرارى و از سخنان ياوه و بيهوده مبراست، كلماتش با حكمت هم دوش، با عصمت هم آغوش، با تأييد قرين و با توفيق همنشين بود.
خداى متعال گفتارش را با محبت و قبول توأم ساخته بود، بىنهايت عالى مىگفت و مهابت، حلاوت، افهام و اختصار را با هم داشت. از تكرار سخن بىنياز بود و شنونده را بدينكار نياز نمىافتاد، با وجود اين هيچ وقت كلمهاى از
[١] - مكارم الاخلاق: ١، ٩؛ بحارالانوار: ١٦، ١٩٤؛ سفينة البحار: ١، ٤٢٠- ٤١١.