بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١١٦ - كيفر گناهان
كيفر گناهان[١]
[١] - اول: گناهان جنسى قبل از آنكه به كيفر گناهان سه گانه« زنا» و« لواط» و« مساحقه» اشاره شود توجه شما را به مقدمهاى جلب مىنماييم:
وجود مبارك حضرت حق در وجود انسان غرايزى قرار داده است كه در چرخش چرخ زندگى شخصى و اجتماعى او نقش مهمى را ايفا مىكند. از آنجا كه انسان يك موجود اجتماعى است و زندگى روزمرّهاش بدون ارتباط با هم نوعان امكانپذير نيست، اين غرايز مورد نظر به طور معجزهآسايى او را در زندگى بهتر، يارى مىكند. بدون ترديد انسانِ بدون غريزه و تمايلات درونى در مسير زندگى خود به مشكلات و معضلات سختى دچار مىشود و هرگز به بهرهورى صحيح از زندگى موفق نمىشود.
يكى از نيرومندترين غرايز درونى انسان« غريزه جنسى» است كه در نوع زندگى بشر و چگونگى آن دخالت مستقيمى دارد. از آنجا كه انسان يك موجود لذّت گراست و به طور كلى نمىتواند از امور لذّتانگيز متنفر باشد، خداى متعال اين غريزه را در وجود او به امانت گذاشت. از ثمرات مهم اين غريزه بقاى نسل بشر، آرامش و آسايش و بهرهبردارى از لذايذ صحيح انسانى است.
با توجه به آنچه ذكر شد اگر اين غريزه و غرايز ديگرى كه در وجود انسان نهفته شده است به تعديل در نيايد؛ به طور قطع او را دچار خسارتهاى جبرانناپذيرى مىنمايد. تحريك يا تعطيل اين غريزه و ساير غرايز درونى بشر، مايه ركود و سقوط حتمى او را فراهم مىآورد و زندگى شخصى و اجتماعيش را به جهنمى از اضطراب و وحشت تبديل مىنمايد. در روايات رسيده تصرح شده است كه پيروى بىچون و چراى از غرايز درونى و نفس اماره، ارزش و قيمت انسان را از بين مىبرد. از وجود مبارك امير عارفان حضرت على ٧ پرسيدند كه: آيا انسان بهتر است يا ملائكه؟ حضرت فرمود:
إنَّ اللَّهَ عزّوجلّ ركَّبَ فىِ الْمَلائكةِ عَقْلًا بِلا شَهْوَةٍ وَركَّبَ فىِ الْبَهائِمِ شَهْوَةً بَلا عَقْلٍ وَرَكَّبَ فىِ بَنى آدَمَ كِلْتَيْهِما، فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ وَمَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ[ بحار الانوار: ٥٧/ ٢٩٩، باب ٣٩، حديث ٥].
« خداى متعال در فرشتگان فقط عقل را نهاده است بدون شهوت و در حيوانات شهوات را بدون عقل و در فرزندان آدم هر دو را( عقل و شهوت) نهاده است. پس كسى كه عقلش بر شهوتش غالب شود از فرشتگان بهتر است، و كسى كه شهوتش بر عقلش چيره شود ازحيوانات بدتر است».
سركوب كردن غرايز
نكته مهم ديگرى كه لازم به ذكر است اين است كه اسلام هرگز با سركوب كردن غريزه جنسى موافق نيست و در راه استفاده صحيح از آن تأكيد كرده است. آنچه در مورد برخورد با اين غريزه نيرومند مطرح است و اسلام با آن مخالفت شديد خود را اعلام كرده است بهرهبردارى غير مجاز از اين نعمت الهى است. اگر اسلام زنا، استمناء و لواط و... را حرام كرده است در مقابل، تمام دختران و پسران جوان را به ازدواج( دائم يا موقت) دعوت كرده است. اين همه تأكيد و پافشارى بر تشكيل خانواده و ازدواج نشانه اهميّتى است كه اسلام براى اين غريزه ارزشمند قايل شده است.
اسلام جوانى كه عذب است و تن به ازدواج نداده را از نظر دينى شخص ناقصى معرفى كرده و در مقابل، كسى را كه به امور مقدس ازدواج پرداخته از نظر دينى كامل دانسته است. اسلام نماز جوان مجرد را با نماز جوان متأهل برابر نمىداند و خلاصه اسلام احترامى را كه براى جوان متأهل قايل است هرگز براى شخص مجرد قايل نيست. اين همه، نشانه اهميّت و ارزش غريزه جنسى در نگاه اسلام مىباشد.
علل و عوامل تحريم مفاسد جنسى
مهمترين علت تحريم مفاسد جنسى، متلاشى شدن نقطه لذّت انسان است. توضيح اينكه براى هر انسانى در خور خواستههاى درونى، نقطه اوجى براى لذت درونش قرار داده شده است، به عنوان مثال اگر كسى با يك منزل كوچك به اوج لذّت مىرسد و ديگرى با ساختمانى مرتفع، هر دو از نظر لذّت در يك سطح قرار دارند و نقطه اوج لذّتشان يكى است. با توجه به اين مثال در مورد غريزه جنسى اگر قرار باشد حد و مرزى در كار نباشد، شخصى كه با ازدواج با يك دختر متوسط از نظر زيبايى به اوج لذّت مىرسيد، با آزادى بىقيد و شرط نقطه لذّتش به هم مىخورد و ديگر از چنين همسرى به اوج لذّت نمىرسد. اين نكته داراى ريشههاى عقلى و فلسفى است كه در اين مقال فرصت بررسى تمام جوانب آن نيست، بنابراين خوانندگان محترم را به فكر و مراجعه به تفاسير قرآن كريم ارجاع مىدهيم. تنها در اين قسمت به اين نكته اشاره مىكنيم كه به هم پاشيدن نقطه اوج لذّت انسان، داراى خسارات جبرانناپذيرى است كه مىتوان مهمترين آن را با هرج و مرج و تبديل زندگى انسان به جنگل حيوانات برشمرد. شاهد نكته فوق زندگى غريبان و غربگرايان است كه بر هيچ انسان با انصافى پوشيده نيست. با توجه به آنچه ذكر شد اينك توجه شما را به كيفر گناهان سهگانه مورد بحث جلب مىكنيم.