بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٢٤ - ميوه تلخ استعمار
است؛ گرگان پليد كه منافع خود را به دست اين انسانها به خطر افتاده مىديدند، نمىخواستند يك ملت روى خوشبختى و آسايش ببينند.
آرى! پس از شهادت اين دو سياستمدار روشنفكر مسلمان، بر اثر مكارىهاى استعمار و نفوذ بىمورد درباريان كثيف، رشوهخوار و احمق متزلزل، ملت مسلمان ايران نيز از ملل مترقى، عقب افتادند و به سيه روزى و تيره بختى نشستند.
بدون ترديد ضررهاى از دست رفتن اين مردان بزرگ به اين زودىها قابل جبران نيست، چنانچه تا امروز هم جبران نشده است.
براى اين كه به واقعيت دورانديشى «امير كبير» و بىخبرى و شهوتپرستى دولت قاجار بيشتر آگاه شويد، نمونهاى از برنامههاى روزگار امير و بعد از امير از نظر شما مىگذرد؛ تا بدانيد مشتى هوىپرست چه بلايى بر سر مردم مسلمان آوردند:
ميوه تلخ استعمار
جمعى در ايام عيد نوروز، در باغ چهل ستون اصفهان به تفرح نشسته بودند.
در اين ميان مرد سائل و گدايى پيش آمده از آنها طلب كمك مادى نمود.
چون ايام عيد بود هر يك از آن جمع، مقدار قابل ملاحظهاى به سائل مزبور كمك كردند، در اين هنگام آن مرد گدا جمعيت را مخاطب قرار داده و اظهار داشت:
قصد من تكدى نيست و شخصاً هم فقير نبوده و نيستم، اين مبلغ هم كفاف چند روز مرا مىكند، اگر حال شنيدن داريد، سرگذشت خود را كه تا حدى شيرين و شگفتآور است براى شما نقل كنم.
چون از طرف آنان روى خوشى به او نشان داده شد، آن مرد شروع به سخن