بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٥٣ - به چند نمونه توجه كنيد
خصوص تعيين امام و جانشين پيامبر رسيدهاست.
آيات و اخبار متواتر قطعى، مانند آيه تبليغ، آيه ولايت، حديث غدير، حديث سفينه، حديث ثقلين، حديث منزلت، حديث دعوت عشيره اقربين و غير آنها به اين معنا دلالت داشته و دارند؛ ولى با كمال تأسف نظر به پارهاى دعاوى تأويل شده، و سرپوشى روى آنها گذاشته شدهاست[١].
كسى كه بنا بر نقل كتب معتبر شيعه و اهل سنت، پيامبر بزرگ او را صدّيق، فاروق امت، باب علم، يعسوب دين، برادر، وزير و بهترين فرد بعد از خودش، و در روايات متعدده خليفه خوانده، نشان مىدهد كه داراى ولايت كليه مطلقه است، كه اگر اين مقام را دارا بود، اين همه صفت و خصوصيت، آنهم از زبان وحى براى او بيان نمىشد.
به چند نمونه توجه كنيد
١- ابن مغازلى (متوفى سنه ٤٨٢) در كتاب «مناقب» به اسنادش از ابوذر از رسول خدا ٦ نقل مىكند:
مَنْ ناصَبَ عَليّاً لِلْخَلافَةِ بَعْدِى فَهُوَ كافِرٌ وَ قَدْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ، شَكَّ فِى عَلِىٍّ فَهُوَ كافِرٌ[٢].
«هر كس پس از من در مسئله خلافت براى على ايجاد مزاحمت كند كافر شده است و با خدا و رسول به جنگ آمده كه شك كننده در مقام علىّ و فضائل و كمالات او كافر است».
٢- ابن حجر عسقلانى (متوفى ٨٥٣) در كتاب «اصابه» مىگويد: چون سوره
[١] -/ شيعه در اسلام: ١١٢.
[٢] - بحار الانوار: ٢٧/ ٢٢٣/ باب ١٠ و امالى شيخ صدوق: ٦٧٣/ مجلس ٩٦.