بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٠٧ - ريشه پيدايش اين پندار
پروردگار قوانينى را كه به وسيله انبيا براى هدايت مردم فرستاده است، مطابق با فطرت بشر بوده و همين مطابق بودن، آن قوانين را از حدود زمان و مكان خارج كرده، و از هرگونه آفت و حادثهاى حفظ نموده است.
احتياج بشر به قانون و به تعبير ديگر به دين، جزء غرائز فطرى اوست و اين مسئله به هيچ صورت قابل انكار و ترديد نيست. متأسفانه امروز در سراسر جهان، عقيده و دين را به صورت ديگر مىنگرند و مثل اين كه انسان خود را محتاج به قانون حقيقى دين نمىداند؛ تا آنجا كه مىتواند، مىخواهد خود را از اين برنامه آزاد كند.
روى اين حساب چندى است كه بشر مبارزه همه جانبهاى را عليه دين آغاز كرده، و خود را از توجه به آن بركنار داشته، و عقيده او براين شده كه دين مخالف با آزادى و خواستههاى انسانى است؛ بنابراين، دين را مغاير با خواستههاى انسانى دانسته و دچار اين توهّم شده كه دين با برنامه انسانيت موافقت ندارد، و بايد تعطيل شود.
ريشه پيدايش اين پندار
سرچشمه انتشار عدم توجه به دين، مغرب زمين و اروپاست، و آن معلول علل و اسباب ريشه دارى است كه بدبينى و تنفر نسبت به دين را، در آن محيط به وجود آورده است.
مبارزه طولانى ميان كليسا و علم، دانشمندان را متوجه اين حقيقت ساخته است كه گفته كليسا، همگى ارتجاعى، خرافى و موجب انحطاط و واماندگى است. به همين جهت بايد كليسا؛ يعنى مركز دينى، جاى خود را به علم تفويض كند تا به وسيله كاروان بشريت در راه ترقى، رهسپار و از مزاياى مدنيت برخوردار گردد.