بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٨٥ - غاصبان خلافت
كنند مأجور و اگر نكنند معذورند.
مفهومى كه اين روايات (كه بنا بر علل و عوامل سياسى، به پيغمبر خدا نسبت داده مىشد) در اذهان ملت اسلام به وجود مىآورد، اين بود كه صحابه، يك نوع مصونيت دينى دارند كه هر عملى را مرتكب شدند، ديگران حق كمترين اعتراض و مؤاخذهاى در حق آنان نخواهند داشت.
اين امتياز ساختگى دينى، يك روح استبداد عجيبى در صحابه، كه اضافه بر اصل حكومت، حكومتهاى ولايات و فرماندهىهاى لشگريان اسلام، غالباً به دست آنها بود مىآفريد.
اينها مواد فاسدى بود كه در اثر پيدايش نظريه «جواز تغيير پارهاى از مواد دينى به حسب مصلحت وقت» در پيكره اجتماع اسلامى پديد آمد.
البته چنين تحريفى، تا مدتى اثر ظاهرى نداشت و اسلام با نيروى حقانيت و نورانيت خود، توسعه پيدا مىكرد و هر روز فتوحات تازهاى نصيب مسلمين مىشد و به واسطه ثروتهاى بىحد و حسابى كه به عنوان غنيمت مىبردند، از روش حكومت، خشنود و به وضع خود خوشبين بودند؛ ولى زخمهاى ريشهدار درونى تدريجاً به نشو و نماى خود ادامه داد، و هنوز ديرى نگذشته بود كه عمّال حكومت، كه عدهاى از آنها نيز از ياران و اصحاب رسول خدا ٦ بودند، بناى بىبند و بارى گذاشته و علناً روش بيدادگرى پيش گرفتند و امنيت را از جان و عرض و مال مردم سلب كردند، در حقيقت در آن روزگار، هوس، جايگزين قوانين دينى گرديد.
در نتيجه، اين تبعيضها و خودخواهىها منجر به شوريدن مردم عليه حكومت و قتل عثمان شد، و سرانجام اين انحراف در جامعه اسلامى منجر به جنگهاى داخلى و خونين: جمل، صفين، نهروان و شهادت رادمرد بزرگ انسانيت حضرت على ٧ شد.