بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٦٠ - نور
محدوديت باعث تحرك انسان به سوى فهم حقايق، و درك مسائل عالى است!
اگر نورافكن خرد از ابتدا بيناى همه چيز بود، براى انسان نسبت به دستگاه فهم و شعور و عقل و خرد، حركتى وجود نداشت، و اين محدوديت عقل مقتضاى آفرينش انسان است، آن هم از طرف آفريدگارى كه عالم و عادل و حكيم است.
از آنجا كه دنيا مركز نور و ظلمت، حق و باطل، سلامت و مرض و شكر و كفر است، و از طرفى هر انسانى خواه ناخواه با امور بسيارى، چه در زمينههاى فكرى و چه در مراحل فردى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى، مادى، معنوى، معاشرتى، خانوادگى، دنيايى و آخرتى روبهروست و در تمام اين امور، حق و باطل جريان دارد، و با تكيه بر عقل تنها، كه از نظر خلقت سخت محدود است، تميز حق از باطل، و تشخيص نور از ظلمت، در همه جا و در همه برنامهها كارى غير ممكن است؛ خداوند مهربان از باب كمك به انسانها معيارهايى براى جدا كردن حق از باطل، در همه امور قرار داد، كه قرآن مجيد در رأس تمام اين معيارهاست.
انسان در برخورد با هر برنامهاى وقتى از تشخيص حق از باطل عاجز ماند، بايد اين عجز را با توسل و مراجعه به كتاب خدا، كه فرقان حق و باطل و نور و ظلمت است، از اين كتاب پر بركت الهى كمك گرفته، و اين معيار و كمكگيرى از آن را عين لطف دوست به خويش بداند.
نور
«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً»[١].
[١] - نساء( ٤): ١٧٤.