بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٥٧ - فرازهايى از تعاليم پاك و جاويد اسلام
است اين است كه مزاحم ديگران نباشيد، بايستى بكوشيد تا با همه افراد جامعهتان همزيستى كنيد. اما اين كه آيا روح انسانى قابل تكامل اخلاقى و معنوى است؟ و اين كه آيا روح انسانى به غذاى ديگرى احتياج دارد؟ و اين كه آيا در مقابل حقوق زندگانى مادى حقوق ديگرى هم براى جانها وجود دارد يا نه؟ چيزى است كه براى فلاسفه و متفكرين معاصر ما اصلًا مطرح نيست؛ بلكه متأسفانه بايستى بگوييم كه بعضى از اينان بزرگترين هنر خود را در اين مىبينند كه هرگونه اصل انسانى را با مغلطهبازىها و سفسطهگويىها از هم متلاشى سازنند و از اين راه حس شهرتپرستى خود را اشباع كنند»[١].
منظورتان از ترقى چيست؟
نتيجه اين تعليم و تربيت در روح نسل معاصر، اين شده است كه فقط به جنبه مادى زندگى انديشه كند و تا بتواند به معنويات و روحيات و آيين و دين و مقررات الهى بتازد و بخندد!! و گاهى كه صحبت از دين به ميان آيد چهره درهم بكشد و با قيافه غلطاندازى بگويد: دوران علم است و نمىتوان در سايه دين به ترقى و تعالى رسيد. بايد از آنان كه دم از ترقى و ترقىخواهى مىزنند، سؤال كرد: كه منظورتان از ترقى چيست؟
ممكن است ترقى به نظر آنان فرو رفتن در منجلاب فساد، در سايه كثيف فيلمهاى سينمايى، كابارهها، شبنشينىها، مجلات فاسد، رواجِ تصويرهاى محرك شهوت، آزادى بىبند و بار زنان و دخترانِ چشمبسته در اختيار اطوار ناهنجار گنهكاران غرب، قرار گرفتن و از كاخ انسانيت خارجگشتن، و به هر جنايت سر سپردن و فرار از قانون الهى، در برنامهها و دسيسههاى شيطانى
[١] - تفسير و شرح مثنوى: ١/ ٣٣٥.