بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤١ - خودفراموشى، خدافراموشى
٥- و هم چنين حضرت صادق ٧ به ابن اسامه فرمود: بر تو باد به رعايت تقواى الهى، و به پارسايى و كوشش در راه حق، و راستگويى و امانتپردازى، خوشاخلاقى و خوش همسايگى. با عمل خود مردم را به اسلام دعوت كنيد نه با زبانِ تنها، و زيور مذهب باشيد نه ننگ آن، بر شما باد به طولانى كردن ركوع و سجود؛ زيرا در طولانى كردن ركوع و سجود شما، شيطان فرياد مىزند:
واى بر من! آدمى فرمان برد و من نافرمانى كردم، او سجده كرد و من سرباز زدم[١].
خودفراموشى، خدافراموشى
عدم شناخت و خود فراموشى از بلاهاى بزرگ وريشههاى بسيارى از بدبختىها و مفاسد است. قرآن مجيد، جهل به خويش و خودفراموشى را از بلاهاى بزرگ مىداند كه به عنوان عذاب خدا در دنيا نصيب بدكاران مىگردد، آنجا كه مىفرمايد:
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»[٢].
«و مانند كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشى كرد؛ اينان همان فاسقاناند».
گرچه خود فراموشان به بسيارى از امور آگاهاند؛ ولى نسبت به خودآگاهى ندارند. خودفراموشان بسيارى از مردم را مريض مىبينند؛ اما امراض روحى، قلبى و فكرى خود را درك نمىكنند، آنان كه جاهل به خويشند، عدهاى از مردم را داراى عيب مىبينند؛ ولى از عيوبى كه سر تا پاى خود آنان را گرفته غافلند.
[١] - كافى: ٢/ ٧٧، باب الورع، حديث ٩؛ بحار الانوار: ٦٧/ ٢٩٩، باب ٥٧، حديث ٩.
[٢] - حشر( ٥٩): ١٩.