بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٩٧ - اوصاف قاضى از نگاه على
رطب دوست دارم، از اينرو براى جلب عواطف من، در چنين فصلى كه فصل نوبر رطب است، مقدارى از بهترين نوع رطب، كه من هرگز نظيرش را نديده بودم و حتى براى خليفه نيز در چنين فصل مهيا نيست، فراهم ساخت و با پرداخت چند درهم رشوه، دربان را بر آن داشت كه آن رطب را نزد من آورد.
در اين هنگام، دربان طبق را بر زمين نهاد و گفت: اين هديه از فلانى است، من از مشاهده آن وضع سخت آزرده و خشمگين شدم، چندان كه دربان را از خدمت راندم و ظرف رطب را به آورنده آن باز گردانم؛ اما روز ديگر چون طرفين دعوا به محضر قضا آمدند، نتوانستم آن دو رابه يك چشم بنگرم؛ زيرا طبق رطب هر چند كه من آن را رد كرده بودم، اثر خود را در نفس من باقى گذاشته بود.
اكنون بينديش تا اگر آن را پذيرفته بودم و كام خويش را با آن شيرين كرده بودم، حال من بر چه منوال بود؟!
سپس قاضى با لحنى حاكى از خشم و تأثر گفت: در چنين روزگارى كه مردم اين گونه دست خوش فساد شدهاند، من بر دين خود هراسانم و بيم آن دارم كه از سر غفلت به دام حيله ايشان درافتم، و نقد ايمان و سرمايه خود را بر سر كار قضا نهم.
اوصاف قاضى از نگاه على ٧
على ٧ در فرمان جاويد خود به «مالك اشتر» براى انتخاب قاضى چنين مىگويد: براى تصدى وظيفه قضا و حكومت ميان مردم، كسى را برگزين كه به عقيده تو، از همگى افراد رعيت برتر باشد، از آن گونه شخصيت كه تراكم قضايا او را به تنگنا نيفكند، و ارباب دعوى و دفاع او را تنگ حوصله و كژ خلق نسازند، و در لغزش و خطايى كه از او سرزند، اصرار نورزد، و چون حقيقت امرى را