بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٢٧ - ٥ قذف
امام ششم ٧ مىفرمايد:
«در قيامت خداوند با سه كس سخن نمىگويد، و به آنان نظر رحمت نمىكند، و ايشان را پاكيزه نمىنمايد، و براى آنان عذاب دردناكى است: پير زناكار، ديّوث، زن شوهردارى كه زنا دهد»[١].
٥ قذف[٢]
قذف از بدترين گناهان، و قاذف فردى فاسق و پليد و تبهكار است؛ زيرا كسى كه در يك جامعه، يا يك محل و منطقه به يك مرد و زن نسبت زنا يا لواط بدهد، و بدون سبب آبروى يك مسلمان را در بين مردم ببرد، انسان نيست.
ريختن آبروى مردم با زبان قابل مقايسه با شكم پارهكردن و زخم زدن با اسلحه نيست! مردم در حريم حرمت آبرو، داراى يك زندگى آرام و با امنيتاند، كسى كه حافظ زبان خود نيست و با آبروى مردم بازى مىكند، از حيوان درنده بدتر است، و اينكه در بسيارى از روايات آمده، عده كثيرى از مردم در قيامت به خاطر زبان معذب به بدترين عذابند جداً يك مسئله حقّى است!
[١] - كافى: ٥/ ٥٣٧، باب الغيره، حديث ٧؛ وسائل الشيعه: ٢٠/ ٢٣٦، باب ١٣٣، حديث ٢٥٥٢٢.
[٢] - در كتاب« حدود» بابى تحت عنوان« حد قذف» مطرح شده است.« قذف»( بر وزن حذف) در لغت به معناى پرتاب كردن به سوى نقطه دور دستى است؛ ولى در اين گونه موارد، مانند كلمه رَمْى، كنايه از متهم كردن كسى به يك اتهام ناموسى است.
هدف از قراردادن حدود قذف اولًا: حفظ آبروى انسان است و ثانياً: جلوگيرى از مفاسد فراوان اجتماعى و اخلاقى است كه در اين راستا دامان جامعه را لكهدار مىكند؛ چرا كه اگر افراد فاسد آزاد باشند و هر نسبت ناروايى را به هر كس كه بخواهند بدهند، آبرو و نواميس مردم همواره در معرض خطر قرار مىگيرد. و كانون گرم خانواده به جهنمى سوزان تبديل مىشود.