بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٨ - عبوديت و بندگى
عبوديت و بندگى
بىترديد انسان از خط بندگى نمىتواند گريز داشته باشد، و در هيچ لحظهاى از لحظات زندگى، از مسئله بندگى و عبوديت آزاد نيست. چيزى كه هست اين است كه بندگى انسان ممكن است به دو صورت شكل بگيرد: يكى بندگى صحيح و ديگر بندگى و عبادت غلط.
در صورتى كه عبوديت انسان صحيح صورت بگيرد، يعنى انسان به حقيقت، تابع برنامههاى سعادت بخش پروردگار مهربان عالم باشد، تمام استعدادها، هنرها و مايههاى اصالت و معرفت انسان شكوفا خواهد شد، و از اين موجود محدود خاكى، وجودى الهى و ملكوتى و بندهاى متصل به خداى متعال كه صفاتش نامحدود است ساخته خواهد گشت[١].
[١] - يَابْنَ آدَمَ انَا غَنِيّاً لا افْتَقِرُ اطِعْنِى فِيماامَرْتُكَ اجْعَلُكَ غَنِيّاً لا تَفْتَقِر يابْنَ آدَمَ انَا حىٌّ لااُمُوتُ اطِعْنِى فِيما امَرْتُكَ اجْعَلُكَ حيّاً لاتَمُوتُ، يابْنَ آدَمَ انَا اقُولُ لِلشَّىء كُنْ فَيَكُونُ اطِعْنِى فِيما امَرْتُكَ اجْعَلُكَ تَقُولُ لِلشَّىءٍ كُنْ فَيَكُونُ( بحار الانوار: ٩٠/ ٣٧٦، باب ٢٤.)
« بنده من! مرا اطاعت كن تا تو را همانند خود قرار دهم، من زندهاى هستم كه هرگز نمىميرم، تو را نيز زندهاى قرار مىدهم كه هرگز نميرى، من بىنيازى هستم كه هرگز محتاج نمىشوم، تو را نيز بىنيازى قرار دهم كه هرگز محتاج نشوى، من هرگاه به چيزى بگويم باش پس مىباشد، تو را نيز چنان قرار دهم كه هرگاه به چيزى بگويى باش مىباشد».