بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٦٥ - روايتى در اين باره
مسيح در شهرى آگهى داد كه فردا من عازم حركتم، بيمارها را بامدادان حاضر كنيد تا شفا دهم و بروم، فردا بامدادان به سركشى بيمارها آمد، آنها را ده نفر ديد، فرمود: بيماران اين شهر همين ده تند؟ گفتند: آرى. فرمود: اى كاش تندرستهاى اين شهر به اين شماره بودند[١]!!
از پيغمبر اسلام ٦ نقل شده كه فرمودند:
يا عِبادَ اللَّهِ انْتُمْ كَالْمَرْضى وَرَبُّ الْعالَمينَ كَالطَّبيبِ فَصَلاحُ الْمَرْضى فيما يَعْلَمُهُ الْطَّيبُ وَيُدَّبِرُهُ بِهِ لافيما يَشْتَهِيْهِ الْمَريضُ وَيَقْتَرِحُهُ[٢].
«اى مردم شما همچون مريضان هستيد، و خداى عالميان طبيب شماست، صلاح مريض در عمل طبيب و تدبير اوست، نه در آنچه مريض مىخواهد، و براى خود مصلحت مىداند».
اگر در آيه ٥٧ سوره يونس[٣] دقت كنيد مىبينيد كه خداوند متعال، قرآن را شفاى صدور دانسته، و همين صدر است كه منبع بسيارى از بيمارىهاست، و همان بيمارىهاست كه علّت ضيق صدر و تنگى سينه در برابر معارف الهى است، و اگر امراض قلب و سينه، عقل و خرد و نفس و روان با قرآن معالجه نشود، انسان به ذلّت دنيا و عذاب آخرت دچار خواهد شد.
كفر، نفاق، شك، شرك، قساوت، ريا، كبر، سوء ظن، كينه، حقد، حسد، حبّ خارج از حد به دنيا و امثال اين گناهان، در حقيقت بيمارىهايى هستند كه اكثر قريب به اتفاق مردم به برخى از آنها، و بعضى به همه آنها دچارند، و جز با داروى قرآن قابل علاج نيستند. البته براى اطلاع از چگونگى علاج اين امراض با قرآن، كه تنها شفا دهنده انسان است، بايد به كتب اخلاقى مراجعه كنيد.
[١] - قائم آل محمّد: ٢٢.
[٢] - مستدرك الوسائل: ٣/ ١٧٥، باب ٢، حديث ٩٣٢٩٧؛ مجموعه ورام: ٢/ ١١٧.
[٣] -« يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ».