بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٥٨ - فرازهايى از تعاليم پاك و جاويد اسلام
غوطهخوردن؛ به حدى كه در سايه آن مال و ناموس و عرض و اخلاق، مفهومش را از دست بدهد باشد، اگر منظورتان از ترقى اين است كه دين الهى مانع از چنين ترقى است انديشه و عقل، هر لحظه بر چنين تمدن و تجددى لعنت مىفرستد، و اگر منظورتان از مهفوم و مصداق واقعى ترقى عبارت است از حريت و آزادى، انديشه و تفكر در كائنات، پيشرفت علمى در برنامهها، تسخير كرات و موجودات عالم، فضيلت و اخلاق، شرافت و غيرت، عفت و عصمت خانوادگى، احسان و عدل، مروت و جوانمردى، تعاون و كمك به هم نوع، تربيت و تعليم، شجاعت و سخاوت.. كه اسلام عين اين مفاهيم و مصاديق است و مىتوان گفت: اسلام يعنى ترقى و ترقى يعنى اسلام، پس بايد به اسلام برگردند و در سايه پاك و بلند او شاهد مقصود را دريابند؛ چون اين آيين انسان را به اعلا مرتبه مىرساند و تمام موانع ترقى را كه تمرّد از حدود الهى است ممنوع و حرام مىداند.
امروزه در ممالك و جوامع اسلامى، اين عقيده كه دين مانع از ترقى است، راهى است براى پيشبرد منافع استعمارگران و مزدورانشان، و آوازى است براى خواب كردن ملتهاى اسلامى، جهت تسلط ستمگران و قلدران و بيگانهپرستان.
اگر قوانين اسلام و دين كه سرچشمه آن عدل، علم و حكمت خداى متعال است، مانع از ترقى بشر باشد؛ پس در جهان علت ترقى چيست؟ و راه ترقى كدام است؟
آيا شرمآور نيست كه انسان عقل سليم خود را تعطيل كند و بنده و نوكر بيگانگان و بيگانهپرستان باشد؟
آيا شرمآور نيست كه ملت اسلام، با در اختيار داشتن مكتب بىنيازى چون اسلام، از آن دست شسته و در منجلاب غرب فرو رفته باشند؟
بىترديد علل اين انحطاط و خودكامگى را بايد در قرنهاى قبل جستجو