بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢١٣ - حكومت
مردم عرب نسبت به مفاهيم عالى معنوى، در سطح بسيار پائينى قرار داشت.
در بهترين و پاكترين مركز عالم يعنى «كعبه» هر قبيلهاى به نام خود بت اختصاصى داشت كه جمعاً ٣٦٠ بتى كه مورد پرستش قبائل بود قرار داشت.
مذاهبى نيز كه در عربستان رنگ خدايى داشتند، مانند آيين يهود و مسيح، در آن سرزمين به رسواترين وضع و آميخته با خرافات و اوهام تغيير شكل داده بودند.
در عربستان از خانه گرفته تا بيابان و از كعبه تا ساير اماكن، انباشته از خدايان ساختگى بود. بر اثر اين وضع ناهنجار معلوم است كه مردم آن سرزمين از نظر آراء، عقايد، افكار و رسوم دچار چه بدبختىهايى بودند.
حكومت
در ممالك ديگر، غير از عربستان قبل از اسلام، اگر چه وضع حكومتها بر پايه قدرت و استبداد و قلدرى يك شخص قرار داشت؛ امّا تا اندازهاى «حكومت» با روش مخصوصى به دست افراد زير نظر حاكم مستبد اداره مىشد و بالاخره حكومت، حكومت واحدى بود و روابط سياسى و اقتصادى بين حكومتها به صورتى معين برقرار بود.
اما در عربستان حكومت واحدى وجود نداشت، در قسمت باديهنشينان در هر قبيله يك نفر به نام امير انتخاب مىشد و او در آن قبيله در تمام زمينهها داراى اختيار تام بود، و اگر چند قبيله مىخواستند حكومت واحدى تشكيل دهند، در صورتى بود كه بخواهند به عنوان تجاوز و قتل و غارت به گروههاى ديگر حمله كنند كه از ميان چند طايفه به حكم قرعه يك نفر به امارت آن چند طايفه منصوب مىشد.
امّا شهر مكه و مراكز ديگر، تابع يك امير بودند، مثلًا در شهر مكه مردى به نام