بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٦٤ - قانون زير بناى حيات
برافراشته، و تمام موجوداتى كه در آنهاست، تا زمين و هر چه در آن است، از قبيل جماد، نبات، حيوان و ساختمان وجود انسان، همه و همه غرق در قانون و مقرراتند.
اگر قانون نبود هستى نبود و به تعبير ديگر: اگر سلسله مقررات حاكم بر جهان نبود، موجودى قدم به عرصه حيات نمىگذاشت.
شما يك دانه كوچك نباتى را در نظر بگيريد، براى به وجود آمدنش چه مراحلى را پشت سرمىگذارد، و براى ادامه هستى و به ثمر نشستنش چه مقرراتى بر او حاكمند.
مگر بدون قانون امكان به وجود آمدن چيزى هست؟ مگر منهاى قانون موجودى توان ادامه حيات و فعاليت را دارد؟
راستى چه اعجابانگيز است كه هر پديدهاى در ميدان هستى پديد گردد، در راهى كه برايش معين شده است قرار مىگيرد، آنگاه هر چه را براى تداوم زندگىاش لازم است، از سفره گسترده حق برمىدارد و بعد از آن آثارى كه بايد از وجودش پديد آيد بروز مىدهد، و در اين مسير حيرتآور، كمترين فساد و هرج و مرج ديده نمىشود. اين همه از بركت حكومت قانون بر طبق اراده الهى است.
قرآن مجيد در اين زمينه، دقيقترين و لطيفترين آيات را براى آگاهى بشر، كه حاكى از اهميّت قانون مىباشد، نازل كرده است. مىفرمايد:
«رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»[١].
«گفت: پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى، آفرينش [ويژه] او را [آن گونه كه سزاوارش بود] به وى عطا كرده، سپس هدايت نمود».
[١] - طه( ٢٠): ٥٠.