بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٤١ - ريشه جنايات
و در نتيجه تباين اغراض و تعارض مقاصد پيشآمد، ناچار مسلمينى كه در تحت رياست اين حكام بودند، افكار هر كدام بر غلبه يافتن دشمن خود مصروف شد».
سيّد در ادامه مطالب فوق، سرانجام شوم و وحشتزاى اسلاميان را اينگونه مجسم مىكند:
«و عامه مردم به تهيه اسباب قهر و محاربت و تدارك وسايل استيلا و مبالغت پرداختند، تا اين كه اين مبالغات جهانبانى و مخاصمات كشورستانى؛ كه شبيهترين چيزى بود به منازعات داخليه، آخر منجر بر اين شد كه مردم، علاوه بر اين، از تكميل مراتب علوم و صنايع و تحصيل مجهولات فنون و بدايع تقصير كردند. آنچه نيز از علم و صنعت داشتند، در اطاق نسيان گذاشتند و يك باره از طى مدارج و عروج به معارج كمال باز ماندند. نتيجه ناگوار اين مقدمات ناهنجار اين است كه امروز مىبينى از فقر و فاقت و فقدان بضاعت و عقيب آن ضعف و سستى، در قوت و خلل در نظام زندگى و معيشت و تنازع امراء بر مسلمين و تفرقه قول و اختلاف آراء و انشقاق عصا، خلاصه يك باره گرفتار به نفوس خويش شده، از حفظ خانه و دفع بيگانه و تعرض اجانب و تخاصم اعادى، دست غيرت و پاى همت كوتاه و كشيده داشتند (راستى اين مسئله عجيب يعنى:
اوضاع زمامداران اسلامى، عامل ذلت ملت مسلمان بوده و هست. شما خود امروز مىبينيد كه هيچكدام از كشورهاى فعلى اسلامى، حاضر به وحدت با كشور ديگر اسلامى نيست؛ بلكه هر روز در برنامههاى مختلف با يكديگر اختلاف دارند و گاهى با هم به جنگ و نزاع مىپردازند. البته استعمار هم در اين برنامه بزرگترين سهم را دارد).
امروز هيچ چيز به اندازه اتفاق و وحدت چاره كار را نمىكند، آگاه باشيد كه روزگار هنوز با شما كجدار و مريز مدارا مىكند، و مواسات در فرصت مىنمايد