بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٨٠ - نارسايى مكتبهاى بشرى
شد، همه دستخوش تغيير شده و بر اثر ناپاكىهاى عدهاى سودجو رنگ اصلى خود را از دست دادند؛ از اين جهت قابليت اصلاح و جوابگويى به مسائلى كه پيش روى انسان بوده و خواهد بود را ندارند.
قواعد و قوانين ناقص و ساختگى مكتبهاى بشرى، كه همه آن تابع هوى و هوس عدهاى معدود و معلوم الحال است نيز جوابگوى مشكلات و معضلات انسان نيست، و دردهاى مادى و معنوى را نمىتواند درمان كند.
مهمترين دليل نقص و كاستى قوانين مكتبهاى تحريف شده، اين است كه با اين همه نظامات گوناگون، در گذشته و حال، و قانون و قدرت، بشريت به سرعت به سوى سقوط اخلاقى و روحى در حركت است، و روز به روز بلكه لحظه به لحظه آمار جنايات و مفاسد رو به فزونى است.
اگر قوانين ساختگى بشرى، اصلاح كننده برنامهها بود، بايد اوضاع فعلى بشريت، درست در نقطه مقابل وضع موجود؛ يعنى صعود جهانيان بر مرتفعترين قلّه حالات روحى و اخلاقى، با حفظ شؤون مادى، قرار داشت.
نارسايى مكتبهاى بشرى
امروز كدام مهد علمى است كه بتواند در سايه قوانين خود، ارزشهاى انسانى را پاس بدارد؟ و كدام پرورشگاه تربيتى است كه بتواند، تمام دردهاى فردى و اجتماعى انسان را درمان نمايد؟
انسان (بدون اين مكتبهاى بىپايه) در عالم طبيعت، خوشبخت بوده و چيزى كه او را به اين صورت درآورده، تمدن امروزى است كه به شكل يك ديو مهيب، همه چيز انسانى را تغيير داده است[١].
[١] - قرارداد اجتماعى: ١١٣.