بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٦٤ - قرآن در كلام على
مىشود، به عنوان تبرك در پارهاى از مراسمهاى زندگى است، مانند: بستن به بازوى طفل براى رد چشم زخم، و قرار دادن كنار سفره عقد براى صميميت و شگون، و به همراه داشتن براى محفوظ ماندن از حادثه. اگر هم عدهاى از دانشمندان بر آن شرح و تفسير بنويسند، فقط در خور استفاده علمى محض آنهم براى استفاده عدهاى محدود است، نه عملى. اين است اولين عامل انحطاط مسلمين.
اين كتاب مجموعه قوانين از تكاليف زندگى روزانه تا تشريفات دينى، از تزكيه نفس تا حفظ بدن و بهداشت عمومى در زندگى و از حقوق اجتماعى تا فردى و از اخلاقيات تا بيان رذايل و از مكافات عمل در اين جهان و آن جهان را در بر دارد، ولى امروز كدام ملّت اسلامى است كه عمل به اين كتاب، در مجموع مقرراتش قرار گرفته باشد؟
قرآن در كلام على ٧
«اين قرآن كريم است كه به نام نبى بزرگ و آيين او در پيش روى ما قرار دارد.
چراغ فروزانى است كه در تاريكى جهل، نور راه گم گشتگان و هادى گمراهان است. در اين نظام متين و استوار و ناموس شريف الهى كژى و كاستى نيست.
حلال را بيان مىكند و حرام را توضيح مىدهد، از واجبات سخن مىگويد و از حقايق برنامهها پرده برمىدارد. ناسخ را از منسوخ، ويژه را از ناويژه نشان مىدهد، گاهى به داستانهاى گذشته مىپردازد و گاهى از گمشدگان قرون قبل حكايت مىآورد. حديث فرسوده ملوك ظالم و فرمانروايان قلدرى، كه چندى بر جهان حاكم بودهاند و در عين كاميابى به ناكامى از جهان رخت بربستند را تازه مىسازد، و جملات نيكويش را با شهادت تاريخ و پندهاى عبرتانگيز همراه