بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٢١ - داستانى از جاهليت
سپس به خود اجازه همبستر شدن مىداد، اين تأخير در ميان قوم براى آن شوهر دليل نجابت بود.
٤- ازدواج بدل:
هر كس از اعراب جاهلى كه زن ديگرى را مىپسنديد حق داشت به آن مرد پيشنهاد معاوضه كند؛ يعنى زن خود را به او بدهد و زن طرف مقابل را براى خود بردارد، مدت معاوضه هم طبق تمايل طرفين بوده و زنان سيهبخت در اين ميان يك وظيفه بيشتر نداشتند و آن تسليم بدون قيد و شرط بود.
داستانى از جاهليت
«ابو مالك فزارى» كه يكى از بزرگان و رهبران قبايل عرب بود، با شنيدن اوصاف پيامبر عاليقدر اسلام ٦ مشتاق زيارت آن حضرت شد، به همين منظور بسوى مدينه حركت كرد، چون به در خانه پيامبر اسلام رسيد بدون اجازه و در كوفتن وارد خانه شد، عايشه كه يكى از همسران پيغمبر بود نزديك حضرت نشسته بود، حضرت با لحنى متغير به ابومالك فرمود: چرا بدون اجازه وارد شدى؟ ابو مالك گفت: براى بزرگان قوم اجازه گرفتن ننگ است و من براى ورود به هيچ خانهاى اجازه نگرفته و نمىگيرم! حضرت فرمود: اين اخلاق ناپسند از رسوم جاهليت است، حكم اسلام غير از اين حكم است؛ سپس اين آيه را تلاوت فرمود:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»[١].
«اى اهل ايمان! به خانههايى غير از خانههاى خودتان وارد نشويد تا آنكه
[١] - نور( ٢٤): ٢٧.