بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٧٩ - امامت تجلى قانون در زندگى
«أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[١].
پيروى از امامان معصوم را واجب شمرد.
امامان بزرگوار در طول امامت خود، به حكم خداى بزرگ، همان وظيفه رسول گرامى اسلام را كه سرپرستى جامعه، و هدايت آنان به سوى رشد و كمال بود، دنبال كردند و در اين راه، به خاطر موانعى كه دشمنان خدا ايجاد كردند به انواع مصايب و آلام دچار شدند.
رنج امامان، پس از رحلت پيامبر شروع و تا غيبت امام دوازدهم (عج) ادامه يافت؛ ولى پيشوايان امّت، لحظهاى از مسئوليت عظيمى كه بر عهده داشتند، چشم نپوشيده و براى برگرداندن حق به مسير خودش، كوشش فراوانى كردند و در اين راه نصيبى جز زجر، تبعيد، زندان و شهادت نداشتند[٢].
[١] -« از خدا اطاعت كنيد و[ نيز] از پيامبر و صاحبان امر خودتان[ كه امامان از اهل بيت و هم چون پيامبر داراى مقام عصمتاند] اطاعت كنيد»[ نساء( ٤): ٥٩].
[٢] - ماجراى غدير و انتخاب جانشينى اميرمؤمنان ٧ در روز ١٨ ذى حجه سال دهم هجرى به دستور خداى متعال صورت گرفت. در اين مراسم ١٢٠ هزار نفر بيعت كردند و اين واقعه در حالى صورت گرفت كه تنها ٦٩ روز به پايان زندگانى رسول گرامى اسلام باقى مانده بود. پس از رحلت جانسوز نبى گرامى اسلام، مشتى دنياپرست پليد تمام غيرت و مردانگى خود را در كاسهاى از شراب دنياپرستى سركشيدند و در سقيفه بنىساعده كردند آنچه كردند.
سردمداران سقيفه خانه وحى را مورد هجوم قرار دادند و حرمت ام الائمه فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها را شكستند. محسنش را سقط كردند و خانهاش را به آتش كشيدند. اميرمؤمنان ٧ را دست بستند و بيعت خود را زير پا لگدمال كردند، اين ماجراى شوم به پشتيبانى سكوت مردم تقويت يافت و غاصبان خلافت بر مسند امامت جا خوش كردند. قريب به ٢٥ سال امام على ٧ را از حكومت ظاهرى محروم ساختند و سرانجام با بالا بردن پيراهن عثمان زمينه شهادتش را فراهم نمودند. اميرمؤمنان ٧ در مدت حكومت الهى خود همواره با مشكلات و معضلات منافقان و دنياپرستان روبرو بود، و در اين مدت كوتاه جز سركوب كردن فتنهها و اصلاح فرهنگ غريب مردم كه آثار و پىآمدهاى فرهنگ غلط غاصبان خلافت بود مشغوليتى نداشت. پس از شهادت امام على ٧، امام مجتبى ٧ بر مسند امامت نشست؛ اما ديرى نپاييد كه بر اثر عدم همكارى و يارى مردم، حضرت را به صلح كشاندند و خانهنشينى حضرتش را به تماشا نشستند. هنوز خون فرق مبارك اميرمؤمنان ٧ و جگر پاره پاره امام مجتبى ٧ خشك نشده بود كه همين مردم كمر به قتل جگر گوشه مصطفى، حسين ٧ زدند. او را غريبانه در كربلا متوقف كردند و با لبان تشنه سر بريدند. اين حادثه تلخ در كمتر از ٥٠ سال بعد از رحلت جانسوز پيامبر اسلام اتفاق افتاد.
پس از حادثه عاشورا و سرنگونى حكومت بنىاميه، سفّاكان بنى العباس بر سر كار آمدند و در عمل نشان دادند كه در رذالت و پستى گوى سبقت را از بنىاميه ربودهاند. دوران امام سجاد ٧ تا امام عسكرى ٧ در شرايط بسيار سختى گذشت تا جايى كه هر كسى را به جرم محبّت اهل بيت : دستگير مىكردند و اموالش را به غارت مىبردند.
عمده فعاليتهاى اهل بيت : در اين دوران پر خفقان در زير چتر تقيّه و يا مخفيانه صورت مىگرفت. در اين قسمت به نوع فعاليت اهل بيت : به طور فهرستوار توجه كنيد:
امام سجاد ٧؛ با انشاء دعا و مناجات پرده از جنايات ظالمان برمىداشت، و نيز با گريه مداوم خود، خاطره حادثه عاشورا را زنده نگه مىداشت.
امام باقر و امام صادق ٨؛ با تشكيل كرسى درس و تربيت شاگردان اقدامات فرهنگى خود را شكل مىبخشيدند.
امام كاظم ٧؛ غير از دورانى كه در زندان حبس بودند ادامه مكتب علمى پدربزرگوار خود را فراهم آورد و با انتخاب افرادى مطمئن در دستگاه هارون( مانند: على بن يقطين كه سمت وزارت حكومت هارون را بر عهده داشت) فعاليت مىكرد.
امام رضا ٧؛ پس از فراخوانى به طوس با شركت اجبارى يا اختيارى در مناظرات علمى پرده از حقايق برمىداشت.
امام جواد ٧؛ نيز راه پدر را ادامه داد و با انتخاب وكلاى مطمئن هدايت مردم را ثمر بخشيد.
امام هادى ٧؛ در سختترين دوران زندگى مىكرد و متوكل عباسى كه از سفاكترين خلفا و غاصبان خلافت بود، امام ٧ را به شدت تحت كنترل گرفته بود؛ اما با اين همه امام ٧ دست از فعاليت نكشيد و همچنان رهبرى شيعيان را بعهده داشت.
امام عسكرى ٧، با فعاليت بىدريغ خويش زمينه غيبت امام عصر ٧ را فراهم آورد و در سختترين شرايط به شهادت رسيد.