بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٨٩ - خطر جدايى از دين
مذهبى معين نمىكند؛ بلكه در حقيقت هشيارانه آن را حذف مىكند، (ملتهاى اسلامى و زمامدارانشان كه دچار تقليد كوركورانهاند عبرت بگيرند).
قانون در آمريكا فقط يك تماس محدودى با اجراى وظايف اخلاقى دارد، در حقيقت يك شخص آمريكايى در همان حال كه ممكن است يك فرد مطيع قانون باشد، ممكن است يك فرد پست و فاسدى هم از حيث اخلاق باشد؛ ولى بر عكس آن در قوانين اسلامى سرچشمه و منبع قانون، اراده خداست.
اين قانون و اين اراده الهى تمام مؤمنين را جامعه واحدى مىشناسد، گرچه از قبايل و عشاير گوناگون تشكيل يافته و در مواضع و محلهاى دور و مجزّاى از يك ديگر واقع شده باشند. در اينجا مذهب نيروى صحيح و سالم، سوق دهنده جماعت مىباشد، نه مليّت و حدود جغرافيايى. در اينجا خود دولت هم مطيع و فرمانبردار قرآن است، و مجالى براى قانون گذارى ديگرى باقى نمىگذارد، چه رسد به آنكه اجازه انتقاد و شقاق و نفاق بدهد.
به نظر مؤمنِ به اسلام، اين جهان مانند دهليزى است به جهان ديگر، كه جهان بهتر باشد، و قرآن قواعد و قوانين و طرز سلوك افراد را نسبت به يك ديگر و نسبت به اجتماع آنها معين مىكند، تا آن تحوّل سالم را از اين عالم به عالم ديگر تأمين نمايد»[١].
خطر جدايى از دين
از اعتراف بالا موقعيت عالى اسلام را در مسئله تربيت دريافتيد و اكنون به ضررهاى جدايى ملتها از آيين خدايى توجه كنيد:
خطاى بزرگ اجتماع امروزى اين است كه از پيروى قانون تعالىبخش روانى
[١] - حقوق در اسلام، اعتراف دادستان ديوان عالى آمريكا: ٣٠.