بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٩١ - ولايت فقيه
چنانچه اطلاق گفتار رسول اكرم را در نظر بگيريم كه فرمود:
اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفائِى.
و در آن هيچ گونه قيدى ذكر نكرده؛ يعنى خلافت را به سَمْت معين و مورد خاصى جهت نداده، مىتوان به طور قطع و بدون ترديد گفت: فقها در همه شئون رسول اكرم، منهاى نبوت و موارد استثنايى ديگر، قائم مقام آن حضرتند.
بنابراين از آنجا كه مىتوانيم بگوييم كه تمام مراحل ولايت پيامبر، به علما منتقل شده است، به راحتى مىتوان گفت: ولايت فقيه ولايت كليه مطلقه است.
محقق بزرگ مرحوم سيد اصفهانى در حاشيه مكاسب صفحه ٢١٣ در مقام استدلال به اين حديث مىگويد: الخليفة بقول مطلق، من يقوم مقام من استخلفه فى كل ما هو له.
خليفه در صورتى كه در روايت بدون قيد بيايد و به طور مطلق ذكر شود، كسى است كه جانشين ولايت مستخلف، در تمام امورى كه براى مستخلف ثابت است مىباشد.
حضرت امام خمينى قدس سره در كتاب «بيع» جلد ٢ صفحه ٤٦٧- ٤٧٠ اين معنا را انتخاب كرده و براطلاق و عموم آن تكيه كرده است.
٥- قال رسولاللَّه...
الْعُلَماءُ وَرَثَةُ الْانْبِياءِ انَّ الْانْبِياءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِيْناراً وَلا دِرْهَماً، وَلكِنْ وَرَثُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ اخَذَ مِنْهُ اخَذَ بِحَظٍّ وافِرٍ[١].
«علما وارثان انبيااند، پيامبران طلا و نقره به ارث نمىگذارند، ارث به جا مانده از آنان دانش است، هر كس از آن دانش بهره گيرد، در حقيقت بهره
[١] -/ كافى: ١/ ٢، باب ثواب العالم والمتعلم، حديث ١؛ بحارالانوار: ١/ ١٦٤، باب ١، حديث ٢.