بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٨٧ - اعتقاد شيعيان
«بنىعباس» افتاد، و روى كار آمدن بنىعباس هم دردى را دوا نكرد و وضع عمومى اجتماع اسلامى، بر اثر حكومت آنان وضع نامطلوبترى پيدا كرد و تا اواسط قرن هفتم هجرى، مشكلات دينى، روز بروز شديدتر و سعادت عمومى اسلامى لحظه به لحظه از مردم دورتر شد، و پس از آن تا امروز كه ١٤ قرن از هجرت پيامبر مىگذرد، وضع عمومى اجتماع اسلامى، در انحطاط بيشتر و به سقوط نزديكتر مىشود[١].
دينزدايى غاصبان خلافت
زيربناى حكومت اسلامى به دست تواناى نبى اكرم ٦ پايهريزى شد، و در سايه وحى خداوندى، مقرراتش تعيين گشت.
معارف بىمانند اسلام مىگويد:
براى ساختن جامعه بهتر، و تأمين سعادت و رفاه آنان، بايد بهترين قوانين را با شايستهترين مجريان همراه ساخت، اين مبناى فلسفى و فكرى شيعه است كه به حكومت معصومين قائل است؛ يعنى بايد رهبرى امّت، در پرتو بهترين قوانين كه همان قوانين اسلام است، به دست بهترين اشخاص؛ كه همان امامان دوازده گانهاند صورت پذيرد.
قرآن، قانون اساسى اسلام است، و شايستهترين مجريان آن كه همان امامان دوازده گانه باشند را رسول الهى با انتساب وحى معرفى فرمود.
اعتقاد شيعيان
به همين جهت شيعيان عقيده دارند كه: در زمان حضور امام معصوم فقط او
[١] - مكتب تشيع، سالانه ٢، مصاحبه استاد علامه طباطبايى: ٣٤- ٣٠.