بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٠٠ - اوصاف قاضى از نگاه على
علل و عوامل فساد در عصر امام حسين ٧ جناب استاد! قصد ما بر اين است كه در اين گفتگو واقعه قيام سيدالشهدا ٧ را به گونهاى بررسى كنيم كه مسائل عصر خودمان، در آن منعكس باشد. امام ٧ وقتى از مدينه خارج مىشدند، چنانكه در اخبار آمده است، فرمودند: «من براى اصلاح امت جدم به پا خاستهام». اكنون سؤال اين است كه در روزگار امام حسين ٧ كه بيش از چند دهه با ظهور اسلام، در جزيرة العرب، فاصله نداشت، دقيقاً چه اتفاقى افتاده بود و چه بر سر امت اسلام آمده بود كه پسر رسول اللَّه ٦ احساس كرد، فساد امت جدش جز به خون سرخ او اصلاح شدنى نيست؟ در واقع مىخواهيم از زمينههاى تاريخى و علل اصلى فساد و انحطاط مسلمانان در آن عصر سخن بگوييد.
استاد: به نظر مىآيد مهمترين مسئلهاى كه در فضاى بعثت پيامبر ٦ مطرح بود، و هم در آغاز كه ايشان در مكه بودند و هم بعدها، تا دو ماه قبل از رحلتشان، با شدت بسيار بر آن تأكيد مىفرمودند، مسئله رهبرى امت اسلامى بعد از خودشان بود. شخصيتى مانند رسول گرامى اسلام، برگزيده خداى متعال بودند و اهداف رسالتشان هم به صراحت در قرآن بيان شده بود، كه آيات خدا را براى همه بخواند، آياتى كه هم ايمانزا بود، هم سازنده اخلاق حسنه در ميان مردم و هم آنها را به سوى عمل صالح سوق مىداد.