بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٣٧ - بىخبرى و نفاق
خشونت اخلاق و عدم ايمان حارسين، و در منزلگاهها به طويلهها فرود آمدن، آن عفونتها آن دودها، ديگر خود شما تصور كنيد كه چه گذشته است و از همه شگفتتر اين كه چند قرآن كه در جيب بود لشگر ابن سعد بردند[١].
بىخبرى و نفاق
خوانندگان عزيز! اين است نتيجه بىخبرى، غفلت توده ملت مسلمان، پستى و مستى هيئت حاكمه، كه با دست خود تيشه به ريشه خود زدند و مردان بىمانندى چون قائم مقام و اميركبير و سيّد جمالالدين را كه از قهرمانان بزرگ ضد استعمار در جهان بشريت بودند، و ملت اسلام مىتوانست در سايه آنان عزّت ديرين و عظمت گذشته خود را به دست آورد، به چنان بلاهايى گرفتار كردند.
اميدواريم خداى بزرگ مسبين بيچارگى و بدبختى ملت اسلام را لعنت كند و در هر لحظه به عذابشان بيفزايد.
آرى! اگر بىخبرى مردم مسلمان، در كشور بزرگ عثمانى و ايران و ساير ممالك اسلامى نبود، افراد معدودى چون ناصرالدين شاه مغرور و بىخبر، در ايران، و سلطان عبدالحميد پليد و پست در عثمانى، و سايرين بر مقدرات آنان حكومت نمىكردند، و سند رسوايى و ذلت و بردگى مردم مسلمان را امضا نمىنمودند؛ ولى چه بايد كرد؟ استعمار عاليترين راهى كه براى بردگى توده مردم انتخاب كرده، جاهل نگاه داشتن آنان از اوضاع زمان و برنامههاى مختلف است و هميشه توسط هيئتهاى حاكمه شهوتپرست، اين بند كثيف را بر دست و پاى ملت نگاه داشته و مىدارد؛ تا خود بهترين بهره را ببرد و مردم بنده
[١] - سيّد جمال الدين حسينى: ١٧٥.