بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٣ - داستان شيطان در قرآن
شش هزار سال عبادت بىثمر
نوشتهاند شيطان هزاران سال در كنار ملائكه به عبادت حق مشغول بود[١]، عبادتى كه بالاتر از آن تصور نمىشد، چون خداى متعال آدم را آفريد به همه ملائكه فرمان داد: اين مخلوق ارزشمند مرا سجده كنيد، همه سجده كردند جز ابليس كه از سجده ابا كرد و در برابر امر حق تكبر ورزيد[٢].
داستان شيطان در قرآن
خداوند در سوره «ص» داستان ابليس را كه دچار يكى از رذايل اخلاقى؛ يعنى تكبر در برابر حق شد، و در نتيجه اعمال عبادى چندين هزار ساله خود را در كاسهاى از شراب حسادت سركشيد، چنين شرح مىدهد:
« [خدا] فرمود: اى ابليس! تو را چه چيزى از سجده كردن بر آنچه كه با دستان قدرت خود آفريدم، بازداشت؟ آيا تكبّر كردى يا از بلند مرتبهگانى؟* گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريدى و او را از گل ساختى.* خدا] گفت: از آن [جايگاه] بيرون رو كه بىترديد تو رانده شدهاى؛* و حتماً لعنت من تا روز قيامت بر تو باد.* گفت: پروردگارا! مرا تا روزى كه مردم برانگيخته مىشوند، مهلت ده.* [خدا] گفت: تو از مهلت يافتگانى تا زمانى معين و معلوم.* گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه مىكنم،* مگر بندگان خالص شدهات را.* [خدا] گفت: سوگند به حق و فقط حق را
[١] - قال على ٧: فَاعْتَبِرُوا بما كانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِابْلِيسَ اذا احْبَطَ عَمَلَهُ الطَّويلَ وَجَهْدَهُ الْجَهيْدَ وَكانَ قَدْ عَبَدَاللَّهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ لايُدْرى امِنْ سِنَىِ الدُّنْيا امْ مِن سِنَىِ الْاخِرَةِ[ نهج البلاغه: خطبه ١٩٢].
[٢] -« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ»[ بقره( ٢): ٣٤].