بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٨٧ - قانون قضا در اسلام
مشكل و تجاوز به حقى پيش نمىآمد، و از اين راه به صرفهجويى بودجه دولت اسلام كمك شايانى مىشد.
اى كاش! دو نفر كه در امر سياسى، اجتماعى، خانوادگى، مالى، حقوقى، ارثى، شركتى و يا دوستى با هم اختلاف پيدا مىكردند، براى حل دعوا به انصاف و علم خود تكيه مىكردند، كه بهترين عامل براى حل اختلاف و دعواست؛ زيرا آنان كه به محكمه عدالت مىروند، بهتر از قاضى مىدانند كه حق با كداميك از آنان است و در حقيقت در محكمه عدل، دو عالم در برابر يك قاضى، ناآگاه به حق طرفين قرار مىگيرند!!
هر كس با هر كس هر اختلافى دارد، اعم از اختلاف زن و شوهر، فروشنده و خريدار، مالك و مستأجر، دو شريك، كشاورز با كشاورز وارثان در سهم الارث، دو غريبه با يكديگر، و اهل هوا و هوس با حكومت اسلامى، بهتر از همه مىدانند كه حق به جانب كداميك است، اگر به حكم قرآن و با تكيه بر انصاف و علم خود، حق را به جانب صاحبش بدهند، چه نيازى به برپا شدن محكمه و حكومت قاضى است؛ بين بىايمانى مردم و پايبند نبودن اهل دعوا به اصول اسلامى، و علم و انصاف خود و گستردگى دادگاه و دادگسترى و نياز به قضات رابطه مستقيم وجود دارد.
بردبارى، گذشت، حلم و عفو، آسانگيرى، رعايت انصاف، مخالفت با آز، طمع و حرص، مبارزه با هوا و هوس، از بهترين عوامل حلّ مشكل و رفع اختلاف، قبل از مراجعه به قاضى است.
راستى در اين زمينه چه مسئوليت سنگينى متوجه دستگاههاى ارتباط جمعى از قبيل راديو، تلويزيون، و روزنامههاست؛ اين وسائل بايد با پخش مسائل عالى تربيتى، زمينه اختلافات، دعواها، ادعاهاى بىجا و تجاوز به حقوق ديگران را از بين ببرند، و مردم را به گونهاى در راه خدا و اسلام قرار بدهند، كه مردم نه اين كه چشم به حق ديگران نداشته باشند؛ بلكه هر كدام از آنها مدافع سرسختى جهت