بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٩١ - آمارهاى حيرتانگيز
مجموعه غير قابل تقسيم، يعنى جوابگويى به تمام تقاضاهاى وجودى در سايه قانون الهى؛ زيرا همانطورى كه بشر نمىتواند بدون عوامل حيات زنده بماند، نمىتواند بدون مذهب نيز حيات اجتماعى داشته باشد.
روح اجتماع
دين به منزله روح اجتماع است، هرگاه اين روح از كالبد اجتماع رخت بربست، شيرازه زندگى معنوى و مادى از هم مىپاشد، و در آن هنگام جامعه مرده است. به عنوان مثال: كالبد اجتماع غرب، پس از عصر رنسانس، به خاطر علل و عواملى از معنويات دورى جست، و امروز به خاطر كمبود ايمان و نداشتن قواعد و قوانين الهى، سخت دچار بدبختىهاى فراوان و مفاسد خانمان برانداز شده است.
زد و خوردى كه ميان علم و دين صورت گرفت، شكاف بزرگى در روح بشر قرن بيستم به جا گذاشت. توسعه مادى، انقباض روحى و امكان شقاق و اختلاف، خطرى به اندازه خطر بمب اتم به وجود آورد[١].
لا اباليگرى و درندگى در غرب به اوج شدت رسيده است. جنايت در سرزمينهاى اروپايى و آمريكايى سرعت روز افزون دارد، كه اين همه محصول دينگريزى و عدم گرايش به مذهب آسمانى مىباشد.
آمارهاى حيرتانگيز
تنها در ماه ژوئيه سال ١٩٧٢ در شهر «نيويورك» در آمريكا ١٢٦ قتل عمد، ٢١٥ تجاوز به زور، ٧١٢٠ فقره سرقت مسلحانه، ٣٢٨٠ دزدى، ١٥٩٥١
[١] - جهان در قرن بيستم: ٢٠٦.