بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٩٧ - نمونه
ريشه فساد
پيش از آنكه امويان در شام حكومت يابند، اين برنامهها از زمان عثمان آغاز شد؛ چه آن كه خليفه ناتوان و ضعيف الرأى، براى خوشنودى كسان و اقوام خود، كارهاى آنان را ناديده مىگرفت و اگر جز اين بود، معاويه قدرت نداشت «ابوذر غفارى» را به آن وضع آزار دهد و از شام تبعيد كند، گناه ابوذر چيزى جز آن نبود كه امويان را از تعدى و تجاوز به اموال مسلمانان ملامت مىكرد.
همينكه معاويه به خلافت رسيد، چارهاى جز اين نديد كه آزادى خواهان و استقلال طلبان را سركوب سازد، وى «حجر بن عدى» و «عمر بن حمق خزاعى» و ياران آنها را كشت؛ زيرا آنان از روى وجدان پاك، نفرين بر امام على ٧ را بر سر منابر جايز نمىدانستند.
پس از اين فشارها و شكنجهها، مسلمانان خواه ناخواه، به تقلب و دروغگويى و رياكارى متوسل شدند و آن آزادىخواهى و استقلال طلبى صدر اسلام را از دست دادند و در قضاياى خلاف واقع ساكت ماندند و يا براى استفاده خود به مجاز گويى پرداختند.
نمونه
به عنوان نمونه زمانى كه معاويه بدون مجوز قانونى پسر خود يزيد را وليعهد كرد، عدهاى از مسلمانان آزادى خواه و حقيقتگو، چنان متملق شده بودند كه به معاويه گفتند: اگر يزيد را وليعهد نمىكردى اسلام از دست مىرفت و كار مسلمانان زار مىشد!!!
اميران و بزرگان و ساير زمامداران بنىاميه، از معاويه پيروى مىكردند و به تدريج گروه تازهاى از اعراب پديد آمدند كه آزادى گفتار و كردار نداشتند، و در