بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٠٤ - دسيسه شوم
آثار شوم حكومت بنىعباس
اين برنامههاى فاسد و خانمان برانداز، نمونهاى از برنامههاى خلفاى مشهور عباسى بود. ساير زمامداران بنىعباس نيز، مانند گذشتگان خود بودند و گاهى در فسق و فجور، چنان افراط و زياده روى داشتند كه مردم آرزوى حكومت بنىاميه را مىكردند.
ملت اسلام در زمان حكومت بنىعباس، بر اثر روى آوردن به علوم نظرى بيگانگان، و برنامههاى مالى و خوشگذرانىهاى دربار عباسى، و جدايى از متن اسلام و برنامههاى قرآن، در شهوت و شهوتپرستى غرق شدند و آن اخلاق و عادات ساده خود را از دست دادند و به راحت طلبى و تنآسايى پرداختند.
دسيسه شوم
عباسيان براى تحكيم امارات خود، ناچار دست به دامن حيله و مكر و تزوير و ترور شدند و در نتيجه، كار آنها با ملت زير دستشان از وفا، شجاعت، آزاديخواهى، استقلال، غرور، تعصب و جوانمردى كه از صفات برجسته عرب (مسلمين) بود، جز آثار بسيار ضعيف، چيزى باقى نماند[١].
البته اين وضع كسانى بود كه پاك باخته دولت و حكومت بوده، و يا در برنامههاى دولتى داراى شغل و حرفه بودند؛ ولى مسلمانان واقعى و ضعيفان، در كمال رنج و ناراحتى بسر مىبردند، چنانچه اوضاع ائمه طاهرين و بزرگان از عقلاى اسلامى در زمان بنىاميه و بنىعباس شاهد و گوياى مطلب است.
دورى ملت اسلام، در زمان امويان و عباسيان، به سرعت بر انحطاط جامعه
[١] - تاريخ تمدن اسلام: ٩٢٣.