بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤١٠ - اوصاف قاضى از نگاه على
يكى از نتايجى كه مىتوان از قيام سيدالشهداء ٧ گرفت اين است كه هميشه هم نبايد به انتظار نشست تا افكار عمومى به طور طبيعى براى شنيدن نداى حق آماده بشود؛ گاهى لازم است كسى از جاى برخيزد و حماسه شگفتى بيافريند، تا ديگران از خواب غفلت بيدار شوند، و براى استيفاى حق انگيزه پيدا كنند، در هر حال و تحت هر شرايطى بايد براى اقامه حق تلاش كرد.
منتها در هر زمانى، شرايط براى يك شكل قيام آماده است؛ در زمان امام حسين ٧ بر خلاف چند دهه بعد و مخصوصاً دوران امام باقر و امام صادق ٨، با توسل به روشهاى فرهنگى و روشنگرىهايى از آن دست، نمىشد امت را بيدار كرد. امام ٧ احساس مىكرد كه بايد انفجارى واقع شود، او شهيد شد براى اين كه شهادتش براى هميشه يك سؤال آگاهى بخش باشد، همه بپرسند: مگر حسين چه كرده بود كه بايد كشته مىشد؟ بعد بفهمند كه علل و عوامل قيام حضرتش چيست، و متوجه شوند كه او جرمى نداشته و مظلومانه كشته شده است.
بيدارى ايجاد شده در اثر اين سؤال بود كه به پيدايش «توابين» انجاميد. بعد هم قيامهاى متعدد ديگرى به خونخواهى حسين ٧ و مخالفت با حكام وقت درگرفت؛ لذا به تدريج فضا براى شيعه بازتر شد، اين فضا آنقدر باز شد كه ما مىبينيم در زمان مأمون، او خود را ناگزير ديد كه امام رضا ٧ را به ولايتعهدى خودش منصوب كند، مأمون ديد كه شيعيان فزونى بسيار پيدا كردهاند و براى آرام نگهداشتن آنها، مجبور به اين كار شد. اين از ثمرات قيام امام حسين ٧ بود.
مقصودم اين است كه چراغى كه امام حسين ٧ با شهادت خود برافروخت، هرگز خاموش نمىشود و براى هميشه به يك منبع انرژى و الهام حق طلبان تبديل شد.