آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٨٩ - الف - دعايى كه در بردارنده اسم اعظم الهى باشد، خواه آن اسم اعظم معين و مشخص باشد و خواه نباشد
يعنى آيا غير از او كسى را مىشناسى كه نامش «اللَّه» باشد؟
دوّم- اين اسم دلالت بر ذات اقدس الهى دارد، اما ساير اسماء هر يك دلالت بر يك معناى بخصوصى مىكنند، مثلا اسم «قادر»: بر «قدرت» دلالت دارد، اسم «عالم»، بر «علم» دلالت دارد و ...
سوّم- ساير اسماء را مىتوانيم به اين نام بخوانيم، مثلا بگوييم: «صبور» اسمى از اسماء اللَّه است، اما اين نام را به آن اسماء نمىتوان خواند، مثلا نمىتوان گفت: «اللَّه» اسمى از اسماء صبور است.
اين سه امتياز به اضافه شش امتياز ديگر كه قبل از اين گفته شد، جمعا مىشود نه امتياز براى اين اسم مقدس.
در روايت آمده است كه:
٩٥- حضرت سليمان- ٧- وقتى با خبر شد «بلقيس» به سوى او مىآيد كه بين آن دو تنها يك فرسخ فاصله بود، در اين حال رو به اطرافيان كرده فرمود: كداميك از شما مىتواند تخت اين زن را به اينجا بياورد قبل از اينكه اينان به حالت تسليم نزد من آيند؟
«عفريتى»[١] از جن- كه فردى قوى بود- گفت: من مىتوانم آن را بياورم قبل از اينكه از مجلس قضاوت خود برخيزى- و حضرت سليمان- ٧- از صبح تا نيمه روز در اين مجلس مىنشست- علاوه بر اين، نسبت به جواهراتش نيز امين هستم.
حضرت سليمان- ٧- فرمود: من سريعتر از اين مىخواهم.
در اين لحظه وزير آن حضرت و خواهرزادهاش، يعنى «آصف بن برخيا» كه اسم اعظم مىدانست و بدين وسيله مستجاب الدعوه هم بود- گفت:
[١] - عفريت يعنى گردنكش و خبيث.