آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٧٧ - درمان علمى ريا
طورى هستند كه تا ديگران ناراضى و ناراحت نشوند، اينان راضى نمىگردند و كسى هم كه بخواهد در برابر نارضايتى خدا، رضايت مردم را جلب كند، هم خدا از او ناراضى مىشود و هم مردم را از خود ناراضى مىگرداند.
علاوه بر اين، غرض و انگيزه انسان از مدح ديگران چيست و چرا مذمت الهى را در برابر ستايش مردم، خريدار است؟ و حال آنكه مردم هر چه او را بستايند، نه مىتوانند روزى او را زياد كنند و نه بر عمرش بيفزايند و نه در شدايد روز قيامت كه انسان هيچ ندارد و فقرش در آنجا ظهور مىكند، مىتوانند منفعتى به او برسانند.
اگر كسى به قصد طمع در اموال مردم ريا كند، بايد بداند كه روزى رسان واقعى خداست و بخشش او بهترين بخششها، كسى كه در خلق خدا طمع مىكند از ذلّت و خوارى به دور نيست و اگر به مراد هم برسد، از منّت و پستى خالى نمىباشد، چگونه انسان عاقل با اميد كاذب و توهم فاسد روزى الهى را ترك مىكند؟
اميدى كه گاهى به انجام مىرسد و گاهى خطا مىرود و اگر هم به انجام برسد لذتش به رنج منّت و ذلّتش نمىارزد، به علاوه همين كه از راه منّت و ذلّت به دست آورده را خداوند متعال جزء روزيهايى كه مىبايست به او بدهد و سهميهاش بوده به حساب مىآورد، پس سزاوار است انسان عاقل اين امور را در نظر بگيرد كه در اين صورت، دل از آن بر مىكند و با قلبش به سوى خدا روى مىآورد، چون عاقل هرگز به چيزى كه ضررش زياد است ميل نشان نمىدهد.
افزون بر اين، اگر مردم بدانند در باطن اين فرد چه مىگذرد و بدانند كه عملش ريايى بوده و فقط در ظاهر، اخلاص نشان داده، بر او خشم مىگيرند و خداوند متعال هم از اسرار او پرده بر مىدارد تا او را مبغوض خلق نمايد و به مردم بشناسانند.
اما اگر واقعا براى مردم، خلوص مىداشت، خداوند سبحان هم پرده از اخلاص باطنىاش برداشته او را محبوب خلق ساخته، بلكه مردم را مسخّر و مطيع او قرار مىداد و زبانهايشان را به ستايش او مىگشود.