آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٤٢ - نصيحت
در حديث قدسى آمده است:
٣٤٦- «عبادى الصّدّيقين تنعّموا بعبادتى في الدّنيا فانّكم بها تتنعّمون في الجنّة»
. يعنى: «بندگان صدّيق من! در دنيا به نعمت عبادت من متنعم باشيد، چون در بهشت از همين نعمت است كه بهره خواهيد برد».
امير المؤمنين و سيد الوصيين- عليه افضل صلوات المصلّين- فرمود:
٥٤٧- «الجلسة في الجامع خير لى من الجلسة في الجنّة، فانّ الجلسة فيها رضى نفسى و الجامع فيها رضى ربّى»
. يعنى: «نشستن در مسجد جامع براى من بهتر است از نشستن در بهشت، چون اگر در بهشت بنشينم خودم راضى شدهام، ولى اگر در مسجد بنشينم پروردگارم راضى شده است».
به «راهبى» گفتند: چگونه بر تنهايى صبر مىكنى؟
گفت: (تنها نيستم بلكه) همنشين پروردگارم مىباشم، هر گاه بخواهم او با من سخن بگويد، كتابش را مىخوانم و هر گاه بخواهم من با او حرف بزنم، نماز مىگزارم».
از حضرت امام حسن- ٧- روايت است كه فرمود:
٥٤٨- «من انس باللَّه استوحش من النّاس، و علامة الانس باللَّه الوحشة من النّاس»
. يعنى: «كسى كه با خدا مأنوس شد از مردم وحشت دارد و علامت انس با او، وحشت از مردم است».
مگر نخواندهاى آنچه را كه «ضرار بن ضمره ليثى» از مقامات امير المؤمنين- ٧- بيان كرد؟ ماجرا از آنجا آغاز شد كه معاويه- لعنه اللَّه- به او گفت:
على- ٧- را برايم توصيف كن.
ضرار گفت: مرا از اين كار معاف بدار.
معاويه گفت: معافت نمىكنم.