آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٢١ - خوشحال كردن برادر مؤمن
نگاه كن- اى كه رحمت خدا بر تو باد!- ببين اين مؤمن چگونه با فرستاده امامش برخورد كرد و چگونه در تكريم و برخورد و سلامش، نهايت احترام را نمود، بعد نگاه كن ببين كه چگونه به صرف برخورد محترمانه هم راضى نشد، بلكه او را در تمامى اموالش شريك نموده و از سخن حضرت كه فرمود- اين مرد، برادر تو است- اين گونه برداشت كرد كه دو برادر در اموال هم حق متساوى دارند. (اگر دقت كنى در مىيابى كه) اين حديث بر چند چيز دلالت دارد:
اوّل- خوشحالى مؤمن، خوشحالى خداوند متعال و رسول- ٦- و ائمه- عليهم السّلام- است.
دوّم- مؤمن، وقتى برادرش به او نيازمند شد تا آنجا كه توان دارد كمكش مىنمايد، حتى با آبرو و دعا كردن كما اينكه حضرت صادق- ٧- چنين كرد و خودش هم فرمود: «او اعانه بنفسه».
سوّم- سزاوار است كه انسان در كارهاى مهمّش به درگاه خدا و ابواب آن درگاه كه آل محمّد- عليهم السّلام- مىباشند، برود، چون راوى گفت: ... چاره را در اين ديدم كه از خدا كمك بخواهم، لذا نزد حضرت صادق- ٧- آمده از او يارى طلبيدم ...
چهارم- اين عمل موجب كاميابى است، همچنان كه نتيجهاش را ديدى.
خداوند متعال بر حضرت داود- ٧- وحى فرستاد كه:
٥١٧- «انّ العبد من عبادى يأتينى بالحسنة فابيحه جنّتى، فقال داود: يا ربّ، و ما تلك الحسنة؟ قال: يدخل على عبدى المؤمن سرورا و لو بتمرة، فقال داود- ٧-: حقّا على من عرفك ان لا يقطع رجاءه منك»
. يعنى: «بندهاى از بندگان من كار خيرى انجام مىدهد كه در اثر آن بهشتم را براى او مباح مىكنم. داود گفت: پروردگارا! آن كار خير چيست؟ فرمود: بنده مؤمن مرا خوشحال مىكند و لو از طريق بخشيدن يك عدد خرما باشد. داود گفت: