آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٥٠ - جهاد با نفس
مبادا چشم برهم زدنى از او غافل بمانى همچنان كه خالقش فرمود: «نفس به بديها بسيار فرمان مىدهد مگر آنكه پروردگارم رحمى نمايد»[١].
همين مقدار براى آگاهاندن كسى كه عقل دارد كافى است، پس نفس را با «تقوا»، لجام كن و با ريسمان اميد او را به جلو بكش و با تازيانه هراس و خوف، او را بران:
«تقوا» براى اينكه او را از سركشى و رميدن، دربند كنى.
«هراس و خوف» نيز براى دو چيز است:
يكى اينكه- با ترس، نفس را از گناهان بازدارى، چون او به بديها فرمان مىدهد و به شرور، بسيار متمايل است و از كارش دست برنمىدارد مگر با ترساندن و تهديد بزرگ.
دوّم- براى اينكه با طاعتت به «عجب» نيفتى كه عجب، هلاكتكننده است بلكه با مذمت و يادآورى عيب و نقص و بار گناهانى كه موجب خوارى و آتش مىگردند، قلع و قمعش نمايى.
و «اميد» نيز براى دو چيز است:
اوّل- تا نفس براى انجام طاعات برانگيخته گردد، چون كار خير، سنگين است و شيطان از آن مانع و نفس هم به سوى كسالت و تنبلى مايل مىباشد.
دوّم- تا تحمّل سختيها را بر تو آسان گرداند، چون كسى كه با شناخت به دنبال مطلوبش باشد، هر چه در آن راه خرج نمايد بر او آسان خواهد بود، مگر آن كس كه عسل را از كندو جمع آورى مىكند را نديدهاى كه توجهى به گزيدن زنبور ندارد چون او در فكر شيرينى عسل است. فردى كه در طول روز، كار مىكند و نهايت تلاش را مىنمايد (نه تنها مشقّتى احساس نكرده بلكه) در گرفتن مزد، احساس لذت مىنمايد، كشاورز در فكر سختى گرما و سرما و رنج طول سال
[١] - سوره يوسف، آيه ٥٣.