آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٠٠ - درمان عجب
يعنى: «فرمود: خداوند متعال قبل از خلقت آسمانها، هفت مأمور خلق كرد و هر يك را در يك آسمان قرار داد كه با عظمت او آن آسمان را مجلّل فرمود، آنگاه بر هر در از درهاى آسمانها فرشته دربانى گمارد.
فرشتگان حافظ (كه اعمال را ثبت مىكنند) كارهاى انسان را از صبح تا شام مىنويسند سپس آن را به طرف بالا مىبرند در حالى كه چون خورشيد نورانى است به آسمان دنيا كه رسيدند آن عمل را پاكيزه مىكنند و زيادش مىنمايند كه ناگاه فرشته مىگويد:
صبر كنيد، اين عمل را به چهره صاحبش بكوبيد، من فرشته (مأمور) غيبتم كه هر كس غيبتى كند از عملش دست برنمىدارم و نمىگذارم به ديگرى برسد، اين فرمان پروردگار من است».
«قال: ثمّ تجيء الحفظة من الغد و معهم عمل صالح فتمرّ به فتزكّيه و تكثّره حتّى تبلغ السّماء الثّانية فيقول الملك الّذى في السّماء الثّانية: قفوا و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه، انّما اراد بهذا عرض الدّنيا، انا صاحب الدّنيا لا ادع عمله يتجاوزنى الى غيرى
». يعنى: «فرمود: سپس روز بعد، ملائكه در حالى كه عمل صالح به همراه دارند بازمىگردند، از آن فرشته قبلى مىگذرند و آن عمل را پاك و زياد مىكنند تا به آسمان دوّم مىرسند كه فرشته آن آسمان مىگويد:
توقف كنيد، اين عمل را به چهره صاحبش بزنيد، چون او با اين عمل، اهداف پست دنيوى داشت، من صاحب دنيا هستم و اجازه نمىدهم عمل اين فرد از من تجاوز كند و به ديگرى برسد».
«قال: ثمّ تصعد الحفظة بعمل العبد مبتهجا بصدقة و صلاة فتعجب به الحفظة و تجاوز به الى السّماء الثّالثة فيقول الملك: قفوا و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه و ظهره، انا ملك صاحب الكبر فيقول: انّه عمل و تكبّر على النّاس في