آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٩٨ - درمان عجب
از رسول خدا- ٦ و سلّم- روايت شده است كه:
٦١٨- «من مقت نفسه دون مقت النّاس امنه اللَّه تعالى من فزع يوم القيامة».
يعنى: «كسى كه به جاى دشمن داشتن مردم، نفس خود را دشمن بدارد، خداوند متعال او را از فزع روز قيامت، ايمن مىدارد».
در روايت آمده است كه:
- «عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد، روزها را روزه و شبها را به نماز مىايستاد، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود، ولى بر آورده نگرديد، رو به خود كرد و گفت: اشكال از خود تو است، چون اگر در تو خيرى مىبود، حاجتت روا مىشد، در اين هنگام خداوند متعال فرشتهاى براى او فرستاد و گفت: اى فرزند آدم! اين يك لحظهاى كه خود را كوچك شمردى، از تمام عبادتهاى گذشتهات بهتر است»[١].
و نيز روايت شده است كه:
٦١٩- «يبيت احدكم نادما على ذنبه زاريا على نفسه خير له من ان يصبح مبتهجا بعمله».
يعنى: «هر يك از شما شب را در حالتى بسر برد كه بر گناهش پشيمان و بر نفسش خرد گيرد، براى او بهتر است از اينكه صبح كند در حالى كه از عملش، خوشحال و مسرور (و بدان مغرور) باشد».
اى عاقل! بر تو است كه عملت را در حصارى قرار دهى و آن را از شرّ عجب و ريا و غيبت و كبر، محافظت نمايى كه غيبت و كبر نيز چون ريا و عجب براى عمل، مضرّند، مگر خبر معاذ را نشنيدهاى؟ «شيخ ابو جعفر محمد بن احمد بن على قمى، ساكن «رى» در كتابى كه در آن اخبار زهد نبى آمده، از «عبد الواحد» تا برسد به «معاذ بن جبل» نقل كرده است كه راوى مىگويد:
(به معاذ گفتم:) حديثى برايم بازگو كن كه آن را از رسول خدا- ٦- شنيده و به دقت حفظش كرده باشى.
[١] - در حديث ٤٦٧ گذشت.