آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٩١ - عجب
صاحب كتاب «جواهر» همين روايت را از طريق ديگر با مقدارى زيادى، اين گونه نقل كرده است:
- «فلا يتّكل على اعمالهم الّتى يعملونها فانّه لو اجتهدوا و اتعبوا انفسهم و اعمارهم في عبادتى كانوا مقصّرين غير بالغين ما يطلبون من كرامتى و التّنعّم في جنّاتى و رفيع درجاتى في جوارى، و لكن رحمتى فليبتغوا و الفضل منّى فليرجوا، و الى حسن الظّنّ بى فليطمئنّوا، فانّ رحمتى عند ذلك تداركهم و هى تبلّغهم رضوانى و مغفرتى و البسهم عفوى فانّى انا اللَّه الرّحمن الرّحيم بذلك تسمّيت»
. يعنى: «بنا بر اين، مبادا آنان كه اهل عمل هستند بر عمل خود تكيه نمايند، چون اگر جدّ و جهدهم كنند و خود را تمام عمر در راه عبادت من به زحمت وادارند، باز هم تقصير كارند و به آن كرامت و بهرهورى در بهشت و درجات رفيع در جوار من، نخواهند رسيد، بلكه بايد رحمت مرا طلب كنند و به فضل من اميدوار باشند و به حسن ظنى كه به من دارند، مطمئن گردند كه در اين صورت رحمت من جبران كار را كرده، ايشان را به مقام رضوان و مغفرت مىرساند و لباس عفو مرا بر تنشان مىپوشاند كه من خداوند رحمان و رحيم هستم و به همين اسم هم نامگذارى گرديدهام».
از حضرت باقر- ٧- روايت شده است كه فرمود:
٦١٠- «قال اللَّه سبحانه: انّ من عبادى المؤمنين لمن يسألنى الشّيء من طاعتى فاصرفه عنه مخافة الاعجاب»
. يعنى: «خداوند سبحان فرمود: بعضى از بندگان مؤمن از من توفيق بعضى طاعات را مىخواهند، اما من توفيق آن عمل را از اينان برمىگردانم از ترس اينكه مبادا گرفتار خودپسندى گردند».
حضرت مسيح- ٧- فرمود:
٦١١- «يا معشر الحواريّين، كم من سراج اطفاته الرّيح؟ و كم من عابد افسدته العجب؟»
. يعنى: «اى جماعت حواريين! بسا چراغى كه باد او را خاموش كرد و بسا عابدى كه خودپسندى، فاسدش نمود».